اجتماع بدشت
از بهائیپدیا، دانشنامهی بهائی.
در اجتماع بدشت دیانت بابی به عنوان یک شریعت الهی جدید و مستقل از دیانت اسلام و با احکام و قوانین جدید معرفی شد.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] زمان و مکان
اجتماع بدشت در اوایل تابستان ۱۲۲۷ (شمسی)، ژوئن-جولای ۱۸۴۸ (میلادی)، اواخر رجب تا اواسط شعبان ۱۲۶۴ (قمری) در بدشت، دهی در هفت کیلومتری شاهرود در شمال شرقی استان سمنان در ایران به وقوع پیوست. در آن زمان این ده نزدیک ده ملا (در راه خراسان و مازندران) و از توابع بسطام بود.[۱]
[ویرایش] شرکتکنندگان
تعداد ۸۱ نفر از مومنین باب به همراه بهاءالله، قدوس و طاهره در بدشت جمع شدند.[۲]تمامی مخارج این اجتماع و دعوت و هدایت آن بر عهده بهاءالله بود. او سه باغ به منظور برگزاری این اجتماع، اجاره کرد. یکی برای قدوس و جمعی از احباب، دیگری برای طاهره و احباب و سومی برای خود او. بهاءالله، قدوس و طاهره که تنها خانم شرکت کننده در اجتماع بودهاست، شرکتکنندگان اصلی در این اجتماع بودند. شبها این سه نفر با یکدیگر ملاقات میکردند. بهاءالله با آنان قرار قطعی گذاشت که در بدشت حقیقت ادعای باب اعلان گردد ولی روز بخصوصی تعیین نشد.[۳]در این اجتماع هر روز لوحی خطاب به هر یک از حاضران خوانده میشد. این الواح صادره از جانب بهاءالله بود ولی در آن زمان هیچ کس به جز عده خاصی از منبع این الواح و القاب مطلع نبود. بهاءالله در این الواح به هر یک از اصحاب، اسم و لقب جدیدی داد. لقب «قدوس» را به «ملا محمد علی بارفروش» و لقب «طاهره» را به «قرةالعین» (فاطمه برغانی) اعطا کرد. خود وی از این اجتماع به نام بهاء معروف شد. پس از انقضای اجتماع بدشت این اقدام با وصول یک رشته از نامههای باب خطاب به شرکتکنندگان در ان اجتماع که همگی را بهمان القاب اعطائی بهاءالله نامیده بودند، مورد تائید قرار گرفت.[۴]
[ویرایش] هدف از اجتماع
مسلمانانی که باب در بین آنها اظهار امر و پیامبری خود را اعلام کرد، معتقد بودند که حتی یک حرف از تعالیم محمد پیامبر اسلام، تا یوم آخرت تغییر نمیپذیرد. بنابراین باب، ظهور خود و اعلام پیامبری خود را تدریجا آشکار کرد. پیروان باب وظیفه داشتند مردم را اخبار کنند که باب ظهور موعود گشوده شدهاست. کم کم، شخص باب شناخته شد اما اکثریت مردم هنوز از چگونگی رسالت او و رسالت دیانت بابی آگاه نبودند. در طی سالهای اولیه رسالت باب هیچ تغییری در قوانین اسلام داده نشد. در حقیقت هر گونه تغییری، حتی برای نزدیکان باب، غیر قابل تصور بود. اما در دوران تبعید باب در قلعه ماکو، باب در آن جا در کتاب بیان فارسی قوانین جدیدی را ذکر کرد و زمان آن رسیده بود که پیروان او متفاوت بودن دیانت بابی را با دیانت اسلام متوجه شوند. اعلام این جدائی و استقلال دیانت بابی به عنوان یک شریعت جدید الهی، در اجتماع بدشت تحقق یافت. این اتفاق با کشف حجاب طاهره محقق گردید.
[ویرایش] وقایع اجتماع
- کشف حجاب طاهره
در یکی از روزهای اجتماع بدشت بهاءالله مریض و در بستر بیماری گرفتار میشود. قدوس به عیادت او میرود و بقیه افراد نیز به عیادت بهاءالله میروند. در این بین طاهره بدون حجاب و با زینت و آرایش وارد جمع انها شد. در آن زمان روبنده برای صورت زنان رایج بودهاست و وقتی همگان طاهره را بدون حجاب دیدند، همگی سرگردان ایستادند و با تعجب و اضطراب به طاهره مینگریستند، آنها معتقد بودند که حتی مشاهده سایه طاهره هم جایز نیست زیرا انها طاهره را مظهر فاطمه دختر محمد پیامبر اسلام میدانستند. یکی از اصحاب به نام عبدالخالق اصفهانی با دیدن این وضعیت گلوی خود را برید و از مقابل طاهره فرار کرد و فریادزنان دور شد. عدهای نیز از آن جائی که اعتقاد داشتند تعالیم محمد تا آخرت باقی خواهد ماند و تغییری در آن ایجاد نخواهد شد، از دیانت بابی تبری کردند، اما طاهره ابدا اعتنائی به این اتفاقات نداشت و آثار اطمینان از چهرهاش مشخص بود. در این هنگام همگی یاران را مخاطب ساخت و در نهایت فصاحت خطابهی غرّائی خواند و در خاتمهی بیان خود از قرآن مجید این آیه را خواند:
«اِنَّ المُتَّقِینَ فی جَنَّاتٍ وَ نَهرٍ فی مَقعَد صِدقٍ عِندَ مَلیکٍ مُقتَدِرٍ»
در حین قرائت این آیه اشاره به بهاءالله و قدّوس کرد و طوری اشاره کرد که حاضرین نفهمیدند مقصود او از ملیک مقتدر کدام یک از آن دو فرد است.
بعد گفت:
| من هستم آن کلمهایکه حضرت قائم به آن تکلّم خواهد فرمود و نقباء از استماع آن کلمه فرار خواهند نمود |
سپس طاهره حاضرین را مخاطب ساخته و گفتند: خوب فرصتی دارید غنیمت بدانید جشن بگیرید امروز روز عید و جشن عمومی است روزی است که قیود تقالید سابقه شکسته شده همه برخیزید با هم مصافحه کنید. و این چنین بود که به نوعی استقلال دیانت بابی از دیانت اسلام اعلام گشت و تعالیم و احکامی را که باب برای این زمان اورده بود و به نوعی با احکام و قوانین اسلام که برای بیش از هزار سال پیش آورده شده بود متفاوت بود، به همه ابلاغ شد. [۵]
[ویرایش] تغییر در رویه
وقایع آنروز تغییر عجیبی در رویّه و عقاید حاضرین داد، در عبادات طریقهی خاصّی ایجاد شد و رویّه و عقاید قدیمه متروک گشت بعضی همراه بودند بعضی این تغییر را کفر میپنداشتند و میگفتند احکام اسلامی هیچ وقت نسخ نمیشود عدّهای میگفتند اطاعت طاهره واجب است هر چه بگوید لازم الاجرا است جمعی معتقد بودند که قدّوس نایب باب و حاکم مطلق است عدّهای هم این پیشامد را امتحان الهی میپنداشتند تا صادق از کاذب ممتاز گردد و مؤمن از کافر جدا شود گاهی طاهره از اطاعت قدّوس سرپیچی میکرد و میگفت من قدّوس را بمنزلهی شاگرد خودم میدانم، باب او را فرستادهاست تا من به تعلیم او بپردازم و نسبت به او نظر دیگری ندارم. قدّوس هم از طرف دیگر میگفت طاهره در این امور راه خطا میپیماید و پیروان او نیز از جادّهی صواب برکنار و دورند این گفتگو چند روز در بین قدّوس و طاهره ادامه داشت تا بالاخره بهاءالله باصلاح فیما بین قیام کرد و مناقشات زایل شد.
بعدها هنگامی که بعضی از بابیان از رفتار طاهره پیش باب شکایت کردند، باب در جوابشان این چنین گفت:
| دربارهی کسی که لسان قدرت و عظمت، او را طاهره خواندهاست، من چه میتوانم بگویم؟[۶] |
[ویرایش] خاتمه اجتماع
پس از ۲۲ روز توقف در بدشت، به سمت مازندران حرکت کردند. در این راه در نیالا دهی در شرق مازندران، و در فاصله ۱۲۰ کیلومتری بدشت توقف داشتند. فجر روز بعد محلیان مسلمان با پرتاب سنگ به آنها حملهور میشوند. بهاءالله لباس خود را به قدوس داده و او را به محل امنی میفرستد تا در آینده به او بپیوندد.
[ویرایش] پیوند به بیرون
واقعهی بدشت، ویکیپدیای انگلیسی
[ویرایش] پاورقی
- ↑ حضرت باب، نصرتالله محمدحسینی، صفحهی ۳۸۳،پیوند به صفحهی کتاب
- ↑ حضرت باب، نصرتالله محمدحسینی، صفحهی ۳۸۳،پیوند به صفحهی کتاب
- ↑ منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء جلد ۴ صفحات ۱۶-۲۱
- ↑ ديانت بهائى آئين فراگير جهانى، ويليام هاچر و دوگلاس مارتين، ناشر:مؤسسه معارف بهائى، صفحهی 46، پیوند به صفحهی کتاب
- ↑ تاریخ نبیل (مطالع الانوار)، نبیل زرندی، ناشر:مرآت ۱۹۹۱م، صفحهی ۲۶۲، پیوند به صفحهی کتاب
- ↑ بهاءالله شمس حقیقت، حسن موقر بالیوزی، ناشر:George Ronald Oxford، صفحهی ۶۰، پیوند به صفحهی کتاب
[ویرایش] منابع
- تاریخ نبیل زرندی، ص ۲۶۰-۲۶۸
