اخبار:رین ویلسون از هالیوود، خانواده‌اش و دیانت بهائی می‌گوید

از بهائی‌پدیا، دانشنامه‌ی بهائی.

جهت ارسال این خبر به سایر دوستانتان
از این پیوند استفاده کنید:
http://www.bahaipedia.com/news/108
bwns_8007-300.jpg
رین ویلسون و پسرش والتر


لوس آنجلس، ایالات متحده، ۲۴ می‌۲۰۰۷ (سرویس خبری جهانی بهائی) -- رین ویلسون به صحبت کردن با رسانه‌ها خو گرفته کسی که از برندگان جوایز سریال تلویزیون امریکا «دفتر» است و نقش اخیرش در فیلم «آخرین میمزی» طوفانی از مصاحبه‌های جدیدی را از طرف مجله‌ی تایم، برنامه‌های گفتگوی تلویزیونی و برخی دیگر از این دسته را موجب شده‌است.

او که یکی از مومنین دیانت بهائی است به نظر می‌رسد در بحث از اعتقادات روحانی‌اش به راحتی بازی باشکوهش به عنوان مشاور مدیر در فیلم دفتر می‌باشد دفتر ویرایش امریکایی شوی تلویزیونی انگلیسی مشهوری با همین نام است.

نمایش او هر هفته توسط ۸ میلیون از مردم فقط در امریکا دیده می‌شود و همینطور در کانادا، ایرلند، انگلستان، بخشهایی از قاره‌ی اروپا، استرالیا، عربستان سعودی، بخشهایی از امریکای لاتین، سنگاپور و کشورهای مختلف دیگر پخش می‌شود.

بقیه‌ی اعتبارات بازیگری او شامل شخصیت آرتور مارتین در سریال «۶ فوت پایین» و یک اپیزود محدود در "Entourage" هر دو در شبکه HBO ، میزبانی مهمان تلویزیونی برنامه‌ی زنده‌ی «شنبه شب» در تلویزیون امریکا و نقش آفرینی در فیلمهای «تقریباً مشهور»، «دلبرهای امریکایی»، «جستجوی کهکشانی»، «خانه‌ی ۱۰۰۰ جسد»، «ساهاراً و»دوست دختر عالی سابق من" می‌باشد.

در مصاحبه‌ی اخیرش با سرویس خبری بهائی امریکا ، او در مورد هالیوود ، خانواده اش و زندگی اش و اعتقاداتش صحبت کرده‌است که با کسب اجازه در ادامه می‌آید:

سئوال: Rainn ، پرورش یافتن در دیانت بهائی چگونه است؟

پاسخ: وقتی شما با مبنای روحانی ای پرورش پیدا می‌کنید که از شما می‌خواهد تا نسبت به این حقیقت که همه‌ی نژادها برابر خلق شده‌اند ، زن و مرد برابرند و همه‌ی ادیان یک خدا را پرستش می‌کنند آگاه باشید ؛ این به شما کمک می‌کند که دنیا را مثل یک خانواده ببینید و مانع از گم شدن شما در بیراهه‌های سیستم‌های اعتقادی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی می‌شود که می‌توانند شما را سرگردان کنند. من همیشه خودم را به عنوان یک شهروند جهانی تصور می‌کنم. این حس نیرومندیست.

سئوال: شما در دهه‌ی بیست زندگی خود از دیانت بهائی کناره گرفتید و ۱۰ سال بعد به آن بازگشتید. در آن دهه چه اتفاقی افتاد؟

پاسخ: من در شهر نیویورک بودم و به مدرسه‌ی بازیگری می‌رفتم و دوران سرکشی ای را سپری می‌کردم. نمی‌خواستم هیج کسی به من بگوید که چه کاری را انجام دهم. من با چیزهایی که سازمان یافته بودند سروکاری نداشتم. این یک سیر روحانی بود که انعکاس یافته و حمایت شده در یکی از اصول دیانت بهائی است که هر جستجوکننده‌ی روحانی را موظف می‌کند تا عهده دار یک حستجوی فردی برای حقیقت شود.

من از صفر شروع کردم. تصمیم گرفتم که فکر کنم حتی نمی‌دانم که خدایی وجود دارد. کتابهای ادیان دنیا را خواندم. از خودم پرسیدم «اگر خدایی وجود دارد ، چگونه می‌دانیم که او از ما چه می‌خواهد که انجام دهیم و چه چیزی برایمان می‌خواهد؟ آیا کتاب می‌خوانیم ؟ کریستال می‌خریم؟ از معلمین مذهبی معینی پیروی می‌کنیم؟ زیر یک درخت می‌نشینیم؟ چون این خالقِ دارای علم نامتناهی ، نقشه ایی برای بشر دارد.»

سئوال: و این خط فکری شما را به بازگشت به دیانت بهائی هدایت کرد؟

پاسخ: بله ، این تفکر مرا به شیوه‌ی برخورد از دیدگاه بهائی نسبت به همه چیز بازگرداند. به این دریافت رسیدم که به خدا اعتقاد نداشتم. نمی‌توانستم تصور دنیایی را بدون کسی که آنرا به طریق مشفقانه‌ای سرپرستی می‌کند ، بپذیرم. این بیشترین حس را به من داد که خداوند به تدریج نقشه‌ای را برای نوع بشر آشکار می‌کند ، که آن وحی متعالی است --- بهائیان معتقدند که خداوند برای هر دورانی پیامبری می‌فرستد. پس کتابهای دیانت بهائی را دوباره خواندم. و دوباره به این باور رسیدم که بهاءالله موعود و پیامبر امروز و این زمان است. جستجوی من از ۲۱ تا ۳۱ سالگی طول کشید. و حالا ۴۱ سال دارم.

سئوال: همسر شما (نویسنده‌ی «تعطیلات رین هورن») اخیراً بهائی شده‌است. این اتفاق چگونه افتاد؟

پاسخ: او تقریباً‌ ۱۲ سال پیش زمانی که ما در یک مراسم بهائی ازدواج کردیم ، بهائی نیود. من هیچوقت او را برای پیوستن به جامعه‌ی بهائی تحت فشار قرار ندادم. اما او شروع کرد به شرکت در کلاسهای روحی (یک برنامه‌ی آموزشی بر اساس آثار بهائی) در ناحیه‌ی L.A. و علاقه مند شد. و تولد پسرمان والتر که الان ۲٫۵ ساله‌است مثل معجزه‌ای بود که موجب دعا خواندن و برقراری ارتباط روحانی‌اش با امر شد. او در سال ۲۰۰۴ ایمان آورد. هر شب ما همراه با والتر قبل از به رختخواب رفتن دعا می‌خوانیم.

سئوال: بهائی بودن در هالیوود چگونه است؟

پاسخ: زمینه‌ای برای ارتباط دادن فساد و هالیوود وجود دارد ... شوقی افندی (ولی امر دیانت بهائی) در این مورد نوشته‌است: مشکل این است که هرآنچه شما در اخبار می‌شنوید در مورد سطحی بودن ، عیر اخلاقی بودن و تنزل هالیوود است. ولی این تنها وضعیت نیست. فقط درصد مشخصی از جمعیت اینگونه‌اند. این احتمالاً همان درصدی است که در پزشکان، حقوقدانان، سهامداران و یا مشاغل دیگر وجود دارد. برخی از با اخلاق‌ترین، مهربان‌ترین و دلسوزترین مردم در صنعت سینما هستند کسانی که می‌خواهند جهان را تغییر دهند و از طریق گفتن داستانهای بی‌ریا به مردم، آنرا جای بهتری بسازند.

بیشتر افراد در هالیوود در مورد دیانت بهائی چیزی نشنیده‌اند ، پس سئوالاتی می‌پرسند. من این شانس را داشته‌ام که در مقالات و مصاحبه‌های تلویزیونی مختلف به این موضوع اشاره کنم مثل «شوی دیرِ دیر با Craig Ferquson».

برای چند سال من و هالی میزبان یک برنامه‌ی شیانه بودیم --- جلسه‌ی دعایی که ما افراد را از ادیان مختلف به خانه یمان دعوت می‌کردیم و از آنها می‌خواستیم که چیزی در مورد مسیر روحانی شان برای سهیم کردن همراه بیاورند. برای حاضران اعتقاد به خدا لازم نبود. ما ملحد ، دانشمند مسیحی ، راهب بودایی و ... داشتیم.

اخیراً از من خواسته شده که بیشتر در مورد دیانت بهائی صحبت کنم. و به زودی به عنوان سخنران با بنیاد مونا ، یک سازمان غیرانتفاعی بهائی که برای فراهم کردن آموزش و پرورش کیفی برای همه‌ی بچه‌ها ، ارتقاء وضعیت زنان و دختران و ساخت جامعه تلاش می‌کند ، همکاری خواهم کرد.

سئوال: اکنون دیانت بهائی چگونه در زندگی شما تجسم پیدا می‌کند؟

پاسخ: احساسات من در مورد دین این است که رهنمود خاصی برای زندگی کردن یک فرد است. در رابطه با دین نباید خشک و متعصب برخورد نمود. من اینچنین رندگی نمی‌کنم و احساس نمی‌کنم این چیزی است که حضرت بهاءالله به ما تعلیم می‌دهند. ایشان از ما می‌خواهند زندگی ثرونمند ، عنی و دوست داشتنی ای را برای خدمت به اراده‌ی الهی و بشر به عنوان یک خانواده در پیش بگیریم.

من دوست دارم بهائی شوخ طبع باشم. خدا به ما استعدادات و امکاناتی داده و خنداندن مردم یکی از استعدادات من است. من مجبور نیستم دستشویی‌های عمومی در هندوراس بسازم تا به بشر خدمت کنم. حضرت عبدالبهاء و حضرت بهاءالله در مورد استفاده از هنر برای تعالی انسانها بسیار سخن گفته‌اند. وقتی عبدالبهاء در کنار مومنین اولیه بودند از هر ۱۰ بار ۹ مرتبه مزاح می‌فرمودند.

سئوال: صحبت از حساسیت ظریف : تا حالا شده که مجبور شده باشید نقشی را به خاطر اینکه با آنجه در دیانت بهائی تعلیم داده شده در تضاد بوده ، رد کنید؟

پاسخ: من بسیاری از نقش‌ها را رد کرده‌ام زیرا مخالف اخلاقیات هستند. من انتخاب کرده‌ام که شخصیتهایی را بازی کنم که گم شده‌های روحانی هستند، اما فقط برای اینکه احساس می‌کنم خدمت می‌کنم. در «دوست دختر عالی سابق من» ، نقش من در تبعیض جنسی خود آنقدر مضحک و خنده دار بود که روشن بود پیام درباره‌ی تحقیر زنان نبود. در حقیقت شخصیت خانم‌ها متفق ترین، شجاع ترین و قوی ترین افراد در فیلم است.

سئوال: مورد علاقه‌ترین جنبه‌ی دیانت بهائی برای شما چیست؟

پاسخ: من دموکراتیک بودن آن را دوست دارم. اینکه روحانی ندارد و کسی نیست به ما بگوید چگونه کلمة‌الله را تفسیر کنیم. در این دوران همگی شاهدیم که چگونه روحانی فاسد می‌تواند بشر را به مسیرهای نادرست هدایت کند.

بیان مورد علاقه‌ی من در دیانت بهائی از حضرت عبدالبهاء است: اگر دین سبب تقرفه شود، بی دینی مطمئناٌ بهتر است. برای محروم کنندگان حقوق مدنی، دانستن اینکه حضرت عبدالبهاء طرفدار بی‌دینی است در شرایطی که تفرقه ایجاد کند... و برای کسانی که می‌گویند «دین متشکل» را دوست ندارند، نگران نباشید: دیانت بهائی یکی از سازمان نایافته ترین ادیان در کره‌ی زمین است. خیر!

USB-USB-۰۷ ۰۵ ۲۴ -۱-RAINNWILSON-۵۴۸-N

متن اصلی خبر


ترجمه اولیه

ویراستاران سایت ساغر