بحث:طاهره
از بهائیپدیا، دانشنامهی بهائی.
[ویرایش] سال ولادت
در جائی از متن ۱۲۲۸ و در جائی دیگرش ۱۲۳۳ نوشته شدهاست. کدامیک درست است؟ ایران ۱۶:۵۳, ۲۵ اکتبر ۲۰۰۷ (GMT)
- در چنین موارد یا مورد صحیح را پیدا کنید و یا هر دو مورد را به صفحه بحث منتقل کنید و از مقاله حذف کنید. ضمنا در مقاله اشراه ای به قضیه کشف حجاب و نسخ شریعت اسلام توسط وی شد بود که آنرا نیافتم. --مدیر ۲۰:۰۵, ۲۷ اکتبر ۲۰۰۷ (GMT)
[ویرایش] متن جانبی
طاهره، قرهالعین، بانوی شاعر ایرانی در قرن نوزدهم میلادی (۱۳ ه. ق.) است. او در قزوین در خانوادهای از علما و روحانیون شیعی به دنیا آمد و در سن ۳۶ سالگی در شهر طهران به خاطر حمایت از آئین بابی به دستور حکومت به قتل رسید.
طاهره یکی از معروفترین پیروان سید علی محمد باب است که در ۱۲۶۰ ه.ق. (۱۸۴۴ م.) در شهر شیراز خود را به عنوان پیامبر یک دین جدید معرفی کرد. این اقدام شورش و انقلاب عظیمی در ایران ایجاد کرد که با مقاومت حکومت و علمای مذهبی مواجه شد. عدة زیادی به باب ایمان آوردند و بیش از بیست هزار نفر به خاطر اعتقادشان به او جان خود را از دست دادند. قیام باب بعدا با اعلان دینی جدید به نام دین بهائی ادامه پیدا کرد که اکنون پیروانی در سراسر جهان از اقوام و نژادهای گوناگون دارد.
بهائیان برای طاهره مقام روحانی والایی قائلند، اما طاهره در نزد غیر بهائیان بیش از هر چیز به عنوان یک ادیب و شاعر توانا شهرت دارد؛ هر چند که ایرانیان به دلیل نسبتش به آئین بابی، کمتر در این باره سخن گفتهاند. شخصیتهایی چون ادوارد براون، کنت دو گوبینو و اقبال لاهوری تسلط او را بر زبان و ادب فارسی و مهارتش را در سرودن اشعار روان، پرشور و خالی از تکلف و تصنع، بسیار ستودهاند.
اشعار طاهره را با مولوی و عراقی مقایسه کردهاند، یعنی دو شاعر بزرگی که از حیث روانی و شور و حال و جوشش طبیعی اشعارشان در صف نخست شعرای ایران قرار گرفتهاند. شاید مهمترین ویژگی اشعار طاهره همین شور و حال و جنبش وحرکتش باشد. استفاده از وزنهای تند و خیزابی و ترکیب اصوات و تکرار کلمات همه در خدمت همین شور و جوشش است؛ شور و حالی که نمیتوان آن را از افکار و اعتقادات شاعر جدا کرد.
در ایران قرن نوزدهم که بیکفایتی شاهان، استعمار کشورهای غربی و فقر و بیسوادی مردم را غرق در فلاکت و بدبختی کرده بود، عدّة زیادی انتظار ظهور منجی را میکشیدند. برای کسانی که باب را همان منجی موعود میدانستند، قیام او بشارت بزرگی بود که خبر از فرارسیدن دوران تازهای میداد. طاهره در اشعار خود خبر از رستاخیز جدید و ظهور موعود میدهد و شور و شوق و شادی خود را اظهار میدارد:
ای عاشقان، ای عاشقان، شد آشکارا وجه حق
طلعات قدس، بشارتی که جمال حق شده برملا
ای خفته، رسید یار، برخیز
از خود بنشان غبار، برخیز
هین مظهر مهر و لطف آمد
ای عاشق زار یار برخیز
هان سال نو و حیات تازهست
ای مردة لاشه پار برخیز
این سبک بیان تا حدی یادآور اشعار شورانگیز مولوی است.
گاهی مانند بندهای عاشق، به ستایش موعود میپردازد و آرزو میکند که در راه او جانش را فدا کند:
اگر آن صنم ز ره ستم پی کشتنم بنهد قدم
لقد استقام بسیفه و لقد رضیت بما رضی
و گاهی به سرزنش مخالفان آئین تازه میپردازد و آنها را به خاطر بیاعتنایی به پیام باب یا مقاومت در مقابل آن به شدت مورد ملامت قرار میدهد، چنان که با زبانی کنایه آمیز، که یادآور سبک رندانة حافظ است، وابستگان به دین سنتی و قدرت و حکومت را مخاطب میسازد و اعلام میکند که کوچکترین ارزشی برای آنها و وابستگیهایشان قائل نیست:
تو که غافل از می وشاهدی، پی مرد عابد و زاهدی
چه کنم که کافر و جاحدی ز خلوص نیت اصفیا
تو و ملک و جاه سکندری، من و رسم و راه قلندری
اگر آن نکوست تو در خوری، وگر این بد است مرا سزا
در هر دو حال، طاهره از وزنهای شورانگیز، صنعت تکرار، قافیههای درونی و صور خیال سود جستهاست. اشعار طاهره نشان دهندة تسلط او به زبان عربی، اصطلاحات قرآنی و احادیث اسلامی است. او این اصطلاحات را با ظرافت در شعر خود به کار میگیرد تا پیام خودش را که فرا رسیدن قیام موعود است، اعلام کند.
آن دسته از اشعار او که آمیزهای از زبان فارسی و عربی (ملمع) است، نشان میدهد که تا چه حد بر هر دو زبان تسلط دارد و میتواند با فصاحت این دو را ترکیب کند. غزل معروف او با مطلع:
جذبات شوقک الجمت بسلاسل الغم و البلاء
همه عاشقان شکسته دل که دهند جان به ره بلی
نمونة قابل توجهی از این مهارت اوست.
اما نکتة قابل توجه این است که هیچیک از صنایع و ویژگیهای هنرمندانه از روح شعر طاهره جدا نیستند و مانند زیورهایی جدا از پیکر شعر بر آن بسته نشدهاند، بلکه همراه با پیام و مفهوم شعر از عمق عشق طاهره جوشیدهاند.
طاهره به آنچه در شعر خود میگوید اعتقاد دارد و زندگیش شاهدی برای این مدعاست. او وقت و حیات خودش را صرف ابلاغ پیام جدید کرد و به اثبات حقانیت ادعای جدید پرداخت و در برابر کسانی که با این ادعا مخالفت میکردند، مقاومت کرد تا زمانی که جان خودش را از دست داد. شعر طاهره مانند زندگی اوست و زندگیش مانند شعرش: مملو از شور و شوق و تلاش برای اثبات فرا رسیدن یک دوران جدید.
ماجرای حاضر شدن او بدون حجاب در جمع پیروان برگزیدة باب معروف است. این اقدام باعث شد که عدهای او را یکی از اولین قهرمانان ایرانی جنبش زنان معرفی کنند. بهائیان هدف او را از این کار اعلام استقلال ادعای باب از شریعت اسلام و پایان اعتبار جنبههای ظاهری احکام اسلامی میدانند، زیرا در نزد بابیان و بهائیان حجاب، به شکلی که در اسلام رایج است، مطرح نیست و افراد در انتخاب نوع پوشش خود آزادند، زیرا در اعتقاد بابی و بهائی رعایت اصول اخلاقی مانند عفت و پاکدامنی ارتباطی با نوع پوشش اشخاص ندارد. به هر حال این کار غیر متعارف طاهره در ایران آن زمان اقدام متهورانهای بود که از اعتقادش نشأت میگرفت و نشانة شور و جنبش و حرارت وی در اعتقادش بود.
طاهره و دیگر شعرای بهائی مانند نعیم، با اشعار ساده و شورانگیزشان انقلابی در سبک پرتکلف و کم محتوای آن دوران ایجاد کردهاند و با خود جنبش و حرکتی نو در تمام جنبههای فرهنگ ایرانی به همراه آوردند. بی شک نسلهای آینده نقش ایشان را در تحول فرهنگ و ادبیات ایران مورد تأمل قرار خواهند داد و تجلیل خواهند نمود.
منابع:
تذکرة شعرای قرن اول بهائی، جلد اول
طاهره، قره العین
خوشههایی از خرمن ادب و هنر، دورة حضرت طاهره
مطالع الانوار (ترجمه تلخیص تاریخ نبیل زرندی) تا جایی که میگوید
