بهائیه خانم
از بهائیپدیا، دانشنامهی بهائی.
بهائیه خانم، ملقب به ورقه علیا (ورقه مبارکه علیا)، خواهر عبدالبهاء و فرزند بهاءالله و آسیه خانم است. وی در سال ۱۹۳۲ (میلادی) درگذشت و مرقدقش اکنون در نزدیکی مقام اعلی در کوه کرمل قرار دارد.
در هنگام تولد او را فاطمه نام گذاردند ولی پدرش بهاءالله او را بهائیه مینامید. چون پدر و مادرش هر دو از خانواده وزرا و دارای تمول سرشار بودند چند سال اول زندگانی را با برادرش عبد البهاء که سه سال از او بزرگتر بود در آسایش زندگی کرد.
پنج ساله بود که خبر دستگیری و گرفتاری پدرش، بهاءالله را به او دادند. از این تاریخ آسایش زندگی از او و خانوادهاش سلب شد.
هنگامیکه ورقه علیا داستان زندگی گذشته را برای دوستان و زائرین باز میگفت و آن همه رنجهایی را که بر پدر و مادر و برادرش وارد آمده بود تکرار میکرد، ناراحت میشد، اما لبخند ملیحی بر لبانش نقش میبست و هرگز از بلایا شکوه و شکایت نمیکرد.
سفر بغداد و تبعید به مناطق گوناگون و ورود به عکا با آن شرایط سخت هرگز از خاطر او پاک نشد.
پس از وفات مادر، پدر به او لقب ورقه علیا داد. این لقب در ابتدا متعلق به مادرش آسیه خانم بود. پس از وفات مادر این لقب به وی رسید.
پس از در گذشت پدر، برادرش عبدالبهاء را از شر دشمنان و ناقضان حفظ میکرد. در غیبت عبدالبهاء و در سفرهای دور اداره امور داخلی جامعه بهائی را به عهده داشت تا اینکه برادر نیز درگذشت.
در آن هنگام با گفتارش شوقی افندی، ولی امرالله را که از وفات عبدالبهاء نگران بود، دلداری میداد و مدت نه ماه زمام امور را در دست گرفت.
بنا بر دستخطی از شوقی افندی اداره امور جامعه بهائیان به ورقه علیا سپرده شد تا شوقی افندی سلامت خود را بازیابد.
ورقه علیا نیز دستخطی نگاشت و دستخط شوقی افندی را به شرق و غرب ارسال و در مجله نجم باختر منتشر کرد و گفت: «... شوقی افندی را این مصیبت کبری و فاجعه عظمی و احزان بی پایان و شدت تأثر سبب شد که چند روزی هجرت و سفر اختیار نمایند و کسب صحت و راحتی فرموده مراجعت نمایند و به خدمت امرالله و وظایف خویش قیام فرمایند و در غیابشان به موجب دستخطشان این مسجونه را معین فرمودند که به مشورت عائله مقدسه امورات امریه قرار و انجام پذیرد ...»
این دو دستخط به جامعه بهائیان دنیا اعلان گردید.
وی به مدرسهای نرفت و کسی به او تعلیم نداد. وی به وسیله دستخطها و بیاناتش بهائیان جهان را به وحدت و یگانگی راهنمائی میکرد تا جائیکه شوقی افندی میگوید: «... این نفس مقدس بی مانند در این ظهور بدیع منیع بعد از سه ذات مقدس مبشر و موسس و مبین امر مبارک مافوق حروف حی و شهدا و ایادی و مبلغین و بانیان نظم بدیع بهائی قرار دارد.»
در ۱۵ ژوئیه ۱۹۳۷ (میلادی) مطابق تیر ماه ۱۳۱۱ (شمسی) در سن ۸۶ سالگی درگذشت.
مرقد وی در نزدیکی مقام اعلی به صورت گنبدی مدور که بر روی نه ستون از جنس مرمر قرار گرفتهاست. بر روی آن با آب طلا این عبارات نوشته شده: «الورقه المبارکه العلیا ثمره سدره المنتهی و سراج الملأ الاعلی بقیه البهاء و ودیعته شفیقه عبدالبهاء ، بهائیه.» [۱]
[ویرایش] منابع
- ↑ کتاب اختران تابان ، صفحه ۹۵
