تبریز
از بهائیپدیا، دانشنامهی بهائی.
تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی واقع در شمال غربی ایران با مساحتی حدود ۱۲۰۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۱٬۴۶۰٬۰۰۰ (براورد سال ۲۰۰۶) است [۱] تبریز از دیرباز تأثیر زیادی در زمینههای مختلف از جمله سیاسی و اقتصادی داشتهاست. تبریز اولین پایتخت ایران در زمان صفویان و شهر ولیعهدنشین دودمان قاجار بود.
زبان مردم تبریز همانند بیشتر شهرهای نواحی آذربایجان، ترکی آذربایجانی است.
این شهر محل تیرباران باب در ۹ ژوئن ۱۸۵۰، ۲۸ شعبان ۱۲۶۶ معادل ۱۸ تیر ۱۲۲۹ است. همچنین بسیاری از مکانهای زیارتی بهائیان، به دلیل تبعید باب و در نهایت تیرباران وی، در این شهر است.
یکی از آثار باستانی و اماکن متبرکه تبریز بنای عظیم آجری به نام ارگ علی شاه است .این بنای عظیم و مرتفع آجری باقیمانده مسجدی است که در فاصله سالهای ۷۱۶ تا ۷۲۴ هجری و به دستور و مراقبت تاجالدین علیشاه و خواجه رشیدالدین فضلالله دو وزیر غازان خان ساختهشدهاست. قسمت جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بود که به علت فرو نشستن پی و بنیان مسجد شکسته و فرو ریختهاست. قسمتیکه اکنون از این بنا باقی است، عبارت از سه دیوار بلند شرقی، غربی و جنوبی است که به صورت ایوان به چشم میخورد. عرض این بنا۵۰/۳۰ متر و ارتفاع دیوارهای دور آن به طور متوسط ۲۶ متر است. ضخامت دیوارها۴۰/۱۰ متر است که از دو دیوارعریض داخلیتشکیل شدهاست. این بنا قریب به ۷۰۰ سال است که همچنان پا برجاست. گذشته از عظمت و قدمت این بنا،کیفیت معماری بکار رفته در آن نیز قابل توجهاست.
برای رفتن به محراب از راه پلهای باریک عبور کردیم، این راه پله به قدری باریک بود که میبایست یکی یکی رد شد و پس از طی ۶۹ پله ۵۰ سانتی متری به بالای طاق رسید. این بنا میان تهی است یعنی فاصله بین دیوارهای محراب خالی است و سه چهار مرتبه سقفها و طاقهای گچی و آجری زدهاند. همه جای دیوارها را چوبهای قطور کشیده و با میخهای آهنی استوار نمودهاند. این نحوه معماری ارگ است که آن را از معتبرترین و شگفت انگیزترین بناهای تاریخی تبریز نمودهاست. همینطور تعریف میکنند؛ آجرهای این بنا را از گِلی که با تخم مرغ و آرد نخودچی مخلوط شده، ساختهاند.
ارگ در زمان زمامداری سلاطین قاجار برای سکونت قوای دولتی و انبار مهمات اختصاص یافته بود و در همین اوان بود که این افتخار نصیبش شد که در میان دیوارهای بلند آجریش در انتهایطاق (سمت مغرب) در بالاخانه شش متری به دفعات حافظ و نگهبان حضرت رب اعلی باشد. بار اول مدت ۴۰ روز، قبل از تبعید به ماکو، محل توقف و توقیف آن حضرت بود و به جهت محافظت و نگهبانی، سربازان خمسه را گماشته و آنان دور تا دور عمارت را محاصره نموده و احدی را به داخل راه نمیدادند. فقط آقا سید حسن و سید حسین یزدی حق ورود و خروج را داشتند با وجود این ممانعت و سختگیری، باز تعدادی از نفوس به زیارت حضرت باب نائل آمدند. از جمله روز بعد از ورود به سجنِ ارگ، یکی از تجار مشهور تبریز موسوم به حاجی محمد تقی میلانی با شخص دیگری که حاجی علی عسگر نام داشت به ملاقات حضرت باب همت گماشتند. مردم آنها را نصیحت کردند که از این مطلب بگذرید و به حال خودتان رحم کنید زیرا نه تنها مال شما در خطر است بلکه حیات شما نیز در خطر خواهد افتاد. آن دو نفر گوش به حرف مردم ندادند و به محل حبس حضرت باب توجه نمودند. به محض اینکه دم در رسیدند، فوراً مأمورین هر دو نفر را گرفتند. ناگهان سید حسن یزدی از طرف حضرت باب نزد مأمورین آمد و گفت حضرت باب میفرمایند من خودم گفتهام این دو نفر به ملاقات من بیایند. آنها را از ورود ممانعت نکنید.
مأمورین چون پیغام حضرت باب را شنیدند مخالفتی نکردند. این دو نفر را به محضر حضرت باب بردند و بسیار عنایت کرده و فرمودند: «این اشراری را که میبینید دم در ایستادهاند به اراده خود من برای جلوگیری از هجوم و غوغای مردم مأمور شدهاند ولی هیچوقت قدرت آن را ندارند از اشخاصی که من اراده ملاقات آنها را دارم جلوگیری کنند. همه چیز در قبضه قدرت حق است. هیچ چیز بیاراده او واقع نمیشود.» مـدت دو سـاعت در محضر مبارک مشـرف بودند وقتی مرخص فرمودند، به حاجی علی عسگر دو نگین عقیق به همراه دو آیه مرحمت فرمودند و امر کردند که بر هر نگینی آیهای نقش کند و هر یک را بر حلقهای سوار نموده و بعد از اتمام به حضور مبارک ببرد و با نهایت تأکید فرمودند هر وقت شما دو نفر خواسته باشید مشرف بشوید، اجازه دارید هیچکس نمیتواند شما را از تشرف به حضور مبارک منع نماید و چندین مرتبه برای سؤال از بعضی مطالب راجع به مأموریتی که به حاجی علی عسگر داده شده بود به حضور مبارک رفت. هیچیک از مأمورین کلمهای نگفتند و ممانعتی نکردند و در مقابل این رفتار هم چیزی مطالبه ننمودند. حاجی علی عسکر هفت مرتبه در آن ایام به حضور مبارک مشرف شد. مرتبه هفتم که مشرف گشت حضرت باب فرمودند شکر خدا را که عدد تشرف کامل شد و مشمول حمایت و عنایت الهی گشتی. از استماع این بیان مبارک دهشت و تعجب او را احاطه نمود زیرا بیان مبارک، یاد آور بشارت ملاحسین برای او گشت.
وقتی حاجی اظهار تأسف میکرد از این که چرا در شیراز موفق به زیارت حضرت اعلی نشد جناب ملاحسین چنین بشارت دادند :«از عدم تشرف خود به حضور مبارک محزون مباش زیرا خداوند توانای مهربان به عوض یک مرتبه تشرفی که از تو فوت شده، وسایلی فراهم خواهد نمود که به جای یک مرتبه، هفت مرتبه مشرف شوی.» این وعده را ملاحسین با کمال متانت و اطمینان به حاجی علی عسگر داد. پس از مدتی حضرت باب به تبریز تشریف آوردند و اراده الهی بر این قرار گرفت که با وجود آن همه مشکلات و موانع هفت مرتبه به حضور مبارک برسد و مژدهای را که ملاحسین به ایشان داده بود، تحقق یابد.
در دوران اقامت ۲۰ روزة آن حضرت در ارگ (بار دوم قبل از واقعه شهادت)، بعضی از علاقمندان به منظور کسب اطلاع از چگونگی ادعای حضرت باب به ملاقات ایشان رفته به اظهار نظرهای متفاوت پرداختهاند. از جمله«حاجآقا کِشی» که از مردم اهر و از سلاله شیخ شهابالدین سهروردی و از عرفای نامدار آن عصر بود، از روز ورود حضرت باب به تبریز و استقرارشان در ارگ همه روزه به دیدار و ملاقات حضرت میرفت و مسائل عرفانی را بحث میکرد و حضرت باب یکی از انگشترهای دست خودشان را به او عطا فرمودند و دیگر از علمای تبریز که در ارگ از آن حضرت دیدن نمود «ملا فرج الله اعمی» مشهور به «جناب» بود. «ملا مصطفی باغمیشهای تبریزی» و «میرزا محمد تقی خوش نویس» معروف به «بدایع نگار» نیز حضرت باب را در ارگ علیشاه ملاقات کردهاند. میرزا محمد تقی خویش نویس اقرار نموده که: «با این سرعت قلم و تحریری چنان خوش خط و زیبا در عهده هیچ خطاطی نیست و این سید صاحب قوهای خارق العادهاست.»
ارگ از معروفترین و باشکوهترین بناهای تاریخی تبریز است و همچنین از مقدسترین بناهای این شهر در نزد احبای سراسر عالم و از اماکن متبرکه امری محسوب است. احبا از نقاط دور و نزدیک برای زیارت این مکان میآمدند. از جمله خانم کهلر مبلغ فاضل بین المللی بهائی که وقتی به زیارت ارگ فائز گردید، آنقدر گریست که همه را گرایند و ۴۰ عدد ریگ از آن مکان مقدس از محبس حضرت اعلی برداشت و برای خواهران و برادران روحانی خود به امریکا هدیه فرستاد.
