خدا

از بهائی‌پدیا، دانشنامه‌ی بهائی.

واژه خدا یا خدای از واژه اوستایی خوذاته xvaďâta که در اوستا صفت است گرفته شده‌است. معنای این واژه برابر است با پاینده به داد خود یا خودِ قانون.این واژه در پارسی میانه به ریخت خوتای(مانند خوتای‌نامَک) و به معنای آفریدگار یاد شده و از همین زبان نیز به فارسی رسیده‌است.[1]*


[ویرایش] تعریف خدا در دین بهائی

دین بهائی خدا را «ذات غیب منیع لا یدرک» می‌داند، که شناسائی آن از طریق انسان امکان پذیر نیست، زیرا مادون مافوق خود را درک ننماید. مانند جامدات که از درک انسان عاجزند. و همواره بین خدا و انسان رابطه‌ای وجود داشته و دارد که بخاطر وجود چنین رابطه‌ای است که خداوند هیچگاه انسان را فراموش نمی‌کند و هر موقع مشاهده کند که بندگانش از راه درست دور افتاده‌اند با فرستادن پیامبران باعث می‌شود تا انسان‌ها به راه راست هدایت می‌شوند .

و به فرموده محمد این (فرستادن پیامبر) از سنت‌های لن یتغیر خداوند است .

هر چند بهائیان دلائلی را که در رد وجود خدا اقامه می‌شود با برهان منطقی رد می‌کنند اما در عین حال نمی‌کوشند وجود خدا را با دلیل و منطق اثبات کنند ، زیرا بر این باورند که آن چه به دلیل اثبات شود به ناچار پیدا و در یافتنی خواهد شد و نا گزیر با تعریفی که برای خدا قائلند «ذات غیب منیع لا یدرک» تناقض خواهد یافت .

[ویرایش] رابطه خدا و دین

بین خدا و دین رابطه مستقیمی برقرار نیست و افراد بی دین یا به زبان عربی لامذهبی هستند که هم زمان با بی دینی به خدا معتقدند به این افراد دئیست گفته میشود. همچنین ادیانی وجود دارند که پیروانشان معتقد به وجود خدا نیستند. اگر فردی به خدا اعتقاد نداشته باشد به او بی خدا یا خدانشناس می‌گویند و اگر کسی به وجود خدا معتقد باشد او را خداباور یا خداشناس میخوانند.

[ویرایش] پانویس

^  پورداوود،ابراهیم؛آناهیتا