دیانت مسیحی و دیانت بهائی

از بهائی‌پدیا، دانشنامه‌ی بهائی.

دیانت مسیحی و دیانت بهائی - فهرست و منابع

فهرست مندرجات

[ویرایش] دیانت مسیحی و دیانت بهائی - قسمت اول

مقايسه انتظارات قوم يهود و مسيحيان نسبت به ظهور موعودشان شايد بهترين طريق جهت شروع بررسى ديانت بهائى و مسيحيت است.

بهائیان معتقدند اثبات حقانيت بهاءالله با كمك آثار بهائى چندان مشكل نيست، ولى براى غير بهائى قبول آن مشكل است زيرا تفاسير بسيار ديده اند لهذا هر گروه توجه به تفاسيرى مينمايند كه مصدر آن علماى خودشان باشند.

عبدالبهاء، مرکز عهد و میثاق در دیانت بهائی می‌گوید:

   
دیانت مسیحی و دیانت بهائی
شروطى كه در انجيل بجهت محئى ثانى مسيح مذكور همان شروط در محئى اول مصرح ... [۱]
   
دیانت مسیحی و دیانت بهائی


يكى ازعجايب تاريخ بشريت همانا انتظارات هر قوم نسبت به موعود خود ميباشد. انتظاراتيكه در عمل مانع ايمان آنها شده و نهايتا عامل اصلى نابود كردن موعودشان ميشد. بهاءالله در ایقان می گوید:

" ناظر به ايّام قبل شويد که چقدر مردم از اعالی و ادانی هميشه منتظر ظهورات احديّه در هياکل قدسيّه بوده‏اند به قسمی که در جميع اوقات و اوان مترصّد و منتظر بودند ودعاها و تضرّع ها می نمودند که شايد نسيم رحمت الهيّه به وزيدن آيد و جمال موعود از سرادق غيب به عرصه ظهورقدم گذارد. و چون ابواب عنايت مفتوح می گرديد و غمام مکرمت مرتفع و شمس غيب از افق قدرت ظاهر می شد جميع تکذيب می نمودند و از لقاء او که عين لقاءاللّه است احتراز می جستند چنانچه تفصيل آن در جميع کتب سماويّه مذکور و مسطور است. حال قدری تأمّل نمائيد که سبب اعتراض ناس بعد از طلب و آمال ايشان چه بود. و به قسمی هم اعتراض می نمودند که زبان و بيان و تقرير و تحرير همه از ذکر آن عاجز و قاصر است. و احدی از مظاهر قدسيّه و مطالع احديّه ظاهر نشد مگر آنکه به اعتراض و انکار و احتجاج ناس مبتلا گشت. چنانچه می فرمايد: "يا حَسرَةً عَلَی العِبادِ ما يأتيهِمْ مِن رَسُولٍ إلّا کَانُوا بِهِ يَستَهزِؤونَ." ( سوره يس، آيهء ٣٠) و در مقام ديگر می فرمايد: وَ هَمَّتْ کلُّ اُمّةٍ بِرَسولِهِم لِيَأخُذوهُ وَ جادَلُوا بِالباطل لِيُدحِضوا بِهِ الحَقّ.( سوره غافر (مؤمن)، آيه ۵) [۲]

حال به عللى كه موجب شد كه حضرت مسيح را رد نمايند، او را شيطان و گمراه كنند خلق خوانند اشاره می شود و همچنين به انتظارات امروز مسيحيان كه موجب رد كردن ديانت بهائى و بهاءالله كه موعود كل ملل هستند پرداخته می شود.

[ویرایش] انتظـارات قوم یهود نسبت به ظهور موعودشان

علماى قوم يهود شرائط وعلامات بسيارى جهت ظهور موعود خود تعليم ميدادند ما نه وقت آنرا داريم و نه لازم است كه همه آن شرائط را مورد برسى قرار دهيم ولى حداقل ميتوانيم به آن علائم كه در كتاب انجيل و تورات [۳] به آن اشاره شده توجه كنيم و از جمله آنكه:-
موعود بايد از آسمان سوار بر ابر ظاهر شود ، با قدرت و جلال داودى با حشمت و لشكر ظاهر و بر عالم حكومت نمايد ، سلطنت او براي ابد باشد ، بي دينان و شروران را نابود و عدالت او تا ابد برقرار گردد. قبل از ظهور موعود بايد وحوش عظيم ظاهر شوند وبر زمين سلطنت نمايند. قبل از ظهورمسيح موعود بازگشت ايلياى نبى از آسمان با جسم تازه همانطور كه به آسمان رفته از ضروريات محسوب ميشود. ايليا نبى ميبايست راه را براى ظهور موعود هموار سازد. تمام اين شرائط وعلامات در كتاب مقدس مذكور ولى چون هيچ كدام بشكلى كه علماى آنها ميگفتند انجام نشد حضرت مسيح را رد نموده او را شيطان و گمراه كننده خلق لقب دادند ونهايتا او را مصلوب نمودند ، حال با توجه به آيات كتاب عهد قديم و جديد به برسى اين مطالب ميپردازيم.

[ویرایش] ظاهر شدن موعود از آسمان

باب هفتم از كتاب دانیال نبی آيات ٢ تا ١٤ به ظهور وحوش و سلطنت آنها ، كشته شدن وحوش و آمدن پسر انسان بر ابر با جلال و سلطنت ابدى اشاره مينمايد.

  • آیه۲ پس دانیال متکلم شده گفت شبگاهان در عالم رؤیا شده دیدم که ناگاه چهار باد آسمان بر روی دریای عظیم تاختند.
  • آیه ۳ و چهار وحش بزرگ که مخالفت یکدیگر بودند از دریا بیرون آمدند.
  • آیه ۴ اول آنها مثل شیر بود و بالهای عقاب داشت .
  • آیه ۵ و اینک وحش دوم دیگر مثل خرس بود .
  • آیه ۶ و بعد از آن نگریستم و اینک دیگری مثل پلنگ بود که بر پشتش چهار بال مرغ داشت و این وحش چهار سر داشت و سلطنت باو داده شد.
  • آیه ۱۱ پس نگریستم تا آن وحش کشته شد.
  • آیه ۱۲ و در رؤیا شب نگریستم و اینک مثل پسر انسان با ابرهای آسمان آمد.
  • آیه ۱۴ و سلطنت و جلال و ملکوت باو داده شد. سلطنت او سلطنت جاودانی و بی‌زوال است.


مردمى كه مسيح در بين آنها ظاهر شد انتظار داشتند كه موعودشان از آسمان ظاهر شود و حضرت مسيح هم اين اعتقاد را رد نكرده و ادعا نموده اند كه از آسمان ظاهر شده اند. از جمله در انجيل يوحنا باب ٦  :-

  • آيه ٣٨ زيرا از آسمان نزول كردم ............
  • آيه ٤١ پس يهوديان در باره او همهمه كردند زيرا گفته بود من هستم آن نانى كه از آسمان نازل شده.
  • آيه ٤٢ و گفتند آيا اين عيسى پسر يوسف نيست كه ما پدر و مادر او را ميشناسيم پس چگونه ميگويد كه از آسمان نازل شدم.


آنها منتظر موعود خود بودند كه از آسمان ظاهر شود و چون حضرت مسيح را ميشناختند كه در بين آنها متولد شده ادعاى او را قبول نكردند چنانچه گروه ديگرى گفتند:- انجيل يوحنا باب٧

  • آيه ٢٧ ليكن اين شخص را ميدانيم از كجا است اما مسيح چون آيد هيچ كس نميشناسد كه از كجا است.

[ویرایش] موعود باید تا ابد زنده باشد

از جمله اعتقادات قوم يهود آنكه موعود تا ابد با آنها خواهد بود و عدم وقوع آن عامل ديگرى براى رد كردن حضرت مسيح بود چنانكه در باب ١٢ انجيل يوحنا چنين ذكر شده :-

  • آيه ۳۳ و ا ينرا گفت كنايه از آن قسم موت كه ميبايست بميرد
  • آیه ۳۴ پس همه به او جواب دادند ما از تورات شنيده ايم كه مسيح تا بأبد باقى ميماند پس چگونه تو ميگوئى كه پسرانسان بايد بالا كشيده شود كيست اين پسرانسان.

[ویرایش] سلطنت ظاهری موعود

از ديگر اعتقادات قوم يهود آنكه موعود بايد با جلال و سلطنت ظاهر شود قبلا آيه ١٤ از باب ٧ كتاب دانيال را ذكر نموديم كه سلطنت و جلال بطور ابدى و جاودانى به موعود وا گذار شده و همگان ميداند كه پس از دستگيرى حضرت مسيح براى تمسخر باو لباس پادشاهى پوشاندند و حتى در آخرين دقايق حيات بدو چنين گفتند:-

  • آيه٣٢ مسيح پادشاه اسرائيل آلان از صليب نزول كند تا به بينيم و ايمان آوريم ........(انجيل مرقس باب ١٥)

حال ا گر دقت نمائيم ملاحظه ميكنيم كه همين اعتقادات براى باز گشت حضرت مسيح در بين مسيحيان موجود است ( و متشابه آن در بين مسلمانان).
مطالبى كه در كتاب مكاشفات يوحنا و اناجيل آمده اين اعتقاد راسخ را بوجود آورده كه حضرت مسيح از آسمان بر روى ابر خواهد آمد ،عدالت را بر قرار و سلطنت هزار ساله خود را آغاز خواهد نمود. ولى قبل از آمدن او شيطان و وحوش ظاهر خواهند شد . سئوال اينجاست كه آيا دو هزار سال قبل انتظارات قوم يهود بظاهر انجام شد كه امروزه بهمان شكل انجام شود ؟

[ویرایش] انتظارات عجيبه‌ی ديگر

- قوم يهود انتظارات عجيبه‌ی ديگر نيز داشتند كه هيج گاه بظاهر انجام نشد. آيات زيادى در كتاب عهد قديم موجود است كه اساس اين انتظارات بود. از جمله تاريك شدن خورشيد، تبديل شدن ماه به خون، سوختن و نابود شدن بى ديننان ، پايان يافتن عمر عالم ،..................

يوئيل نبى درفصول اول و دوم كتاب خود وضعيت وحشتناك روز عظيم و مهيب خداوند را كاملا تشريح مينمايد از جمله نبوت به تاريك شدن آفتاب و تبديل شدن ماه بخون قبل از ظهور موعود مينمايد.

  • باب اول آيه ١٥ (واى بر آن روز زيرا روز خداوند نزديك است ....)
  • باب دوم - - آيه ١..... تمام ساكنان زمين بلرزند زيرا روز خداوند ميايد و نزديك است. - آيه ٢ روز تاريكى و ظلمت غليظ .....امتى عظيم و قوى ....... - آيه ٣ پيش روى ايشان آتش ميسوزاند و در عقب ايشان شعله ملتهب ميگردد...... - آيه ١٠ از حضور ايشان زمين متزلزل و آسمانها مرتعش ميشود.آفتاب و ماه سياه ميشود و ستارگان نور خويش را باز ميدارند. - آيه ١١ و خداوند آواز خود را پيش لشكر خويش بلند ميكند ..... زيرا روز خداوند عظيم و بى نهايت مهيب است و كيست كه طاقت آنرا داشته باشد. - آيه ٣١ آفتاب بتاريكى و ماه بخون مبدل خواهد شد پيش از ظهور يوم عظيم و مهيب خداوند .


[ویرایش] بازگشت ايلياى نبى

از پيجيده ترين انتظارات قوم یهود بازگشت ايلياى نبى بود. همانطور كه از قبل ذكر شد بازگشت ايلياى نبى از آسمان با جسم تازه قبل از ظهورمسيح موعود از ضروريات محسوب ميشود، ايليا نبى ميبايست راه را براى ظهور موعود هموار سازد.
نبوات موجود در فصل چهارم كتاب ملاكى در مورد ايام ظهور موعود بسيار صريح و واضح است:-

  • در آيه اول خبر از سوختن كامل نفوسى را ميدهد كه تعاليم الهى را اجرا نميكنند.
  • در آيه دوم خبر از ظهور عدالت، شفا و بركت از براى نفوسى است كه بامر الهى متمسكنند.
  • در آيه سوم تأكيد بر آنكه شريران سوخته و خاكستر خواهند شد و مؤمنين خاكستر آنها را پايمال خواهند كرد.
  • و بلاخره آيات ٥ و ٦ خبر صريح و واضح ميدهد كه قبل از ظهور آن روز عظيم ايلياى نبى ظاهر خواهد شد.

آیه ۵ " اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد."

- مسئله بازگشت ايليا نبى آنقدر مهم و پيچيده بود كه حتى حواريون هم نتوانستند بآن جواب دهند و براى دريافت جواب به حضرت مسيح مراجعه كردند. و حضرت مسيح هم بازگشت ايليا نبى را تائيد كرده و در باب ١٧ از انجيل متى چنين فرمود:-

  • آیه ۱۰ شا گردانش از او پرسيده گفتند پس كاتبان چرا مى گويند كه ميبايد الياس اول آيد.
  • آیه ۱۱ او در جواب گفت البته الياس ميآيد و تمام چيزها را اصلاح خواهد نمود.
  • آیه ۱۲ ليكن بشما ميگويم كه الحال الياس آمده است و او را نشناختند بلكه آنچه خواستند با وى كردند بهمانطور پسر انسان نيز از ايشان زحمت خواهد ديد.
  • آیه ۱۳ آنگاه شا گردان دريافتند كه در باره يحيى تعميد دهنده بديشان سخن ميگفت.

این موضوع بسيار جالب است، يحيى تعميد دهنده همان ايليا نبى بود البته نه به آن شكل كه قوم يهود منتظر بودند، نه آن ايليا نبى كه زنده به آسمان رفته بود.
اين فرد نامش يحيى بود، پدرش ذكريا، مادرش اليزابت كه از افراد شناخته شده جامعه بودند. محل تولدش مشخص چگونه يك يهودى ميتوانست قبول كند كه تولد يحيى همان بازگشت وعده داده شده ايليا نبى است و ا گر چنين است ديگر علائمى كه ميبايست قبل و همزمان با بازگشت ايليا نبى انجام شود چه شد. بخصوص كه خود يحيى تعميد دهنده چنين نسبتى را رد كرده بود.در باب اول انجيل يوحنا چنين مذكور است:-

  • آيه ۲۱ " آنگاه از او سئوآل كردند پس چه . آيا تو الياس هستى گفت نيستم."

آنها كه چشم روحانى نداشتند نمى توانستند قبول كنند كه يحيى تعميد دهنده همان ايليا نبى است، آن جسم نيست آن نام نيست ولى همان قدرت است. و بلاخره كار را بجائى رسانيدند كه حضرت مسيح به آنها فرمودند هركه گوش شنوا دارد بشنود اين همان ايليا است كه بايد بياد.انجيل متى باب ١١ آيات :-

  • آیه ۱۳ زيرا جميع انبياء و توراة تا يحيى اخبار مينمودند.
  • آیه ۱۴ و ا گر خواهيد قبول كنيد همانست الياس كه بايد بيايد.
  • آیه ۱۵ هركه گوش شنوا دارد بشنود.

حال نزديك به ٣٠٠٠ سال ازصعود ايليا نبى به آسمان ميگذرد و قوم يهود منتظر بازگشت او از آسمان هستند ، حضرت مسيح ظاهر شد او را نپذيرفتند و امروز مسيحيان با همان وسائل متوسل تا ظهور ثانى آن حضرت را رد كنند. آنهائى كه چشم و گوش روحانى نداشتند ظهور اول حضرت مسيح را رد كردند، ظهور حضرت رسول را رد كردند وامروز هم اينچنين ا ست.

[ویرایش] انتظارت مسيحيان نسبت به ظهور ثانى مسيح

در كتاب عهد جديد بيش از هر مطلبى بشارت به ظهور مجدد يا ظهور ثانى حضرت مسيح داده شده كه تدريجا نمونه هائى از آنرا ذكر مينمايم از جمله در باب ٢٤ از كتاب انجيل متى مطالبى مذكور كه در باب ١٣ از كتاب انجيل مرقس و در باب ٢١ از كتاب انجيل لوقا مورد تائيد قرار گرفته.
باب ٢٤ از كتاب انجيل متى :-

  • آيه ٣ ( سئوال از حضرت مسيح نسبت به زمان باز گشت آن حضرت و انقضاى عالم )
  • آيات ٤ تا ٢٨ ( انذار به ظهور انبياء كذبه و مسيح دوروغين - امراض، زلزلها ، جنگها ، مصيبتهاى عظيم .....- تأكيد بر لزوم تكميل نبوات دانيال نبى نسبت به قوم يهود )
  • آيات ٢٩ تا ٣٠ ( تاريك شدن آفتاب و ماه و فرو ريختن ستارگان از آسمان - ظاهر شدن پسر انسان از آسمان سوار بر ابربا قوت و جلال عظيم..... )

همچنين باب سوم از رساله دوم پطرس مملو از اخبارى است كه علامات زمان ظهور را تعين ميكند از جمله در باب ٣ :-

  • آيه ۱۲- و آمدن روز خدا را انتظار بكشيد و آنرا بشتابانيد كه در آن آسمانها سوخته شده از هم متفرق خواهند شد و عناصر از حرارت گداخته خواهد گرديد.
  • آيه ۱۳- ولى بحسب وعده او منتظرآسمانهاى جديد و زمين جديد هستيم كه در آنها عدالت ساكن خواهد بود.

كتاب مكاشفات يوحنا مملو از علامات زمان ظهور است. انتظاراتى مانند:- ظهور وحوش ،ظهور شيطان ، مصائب و وقایع طبیعی تا بلاخره در باب ٢٠ نبوت از دستگيرى شيطان و زنده شدن مرد گانى كه از شيطان پيروى نكردند و استقرار سلطنت هزار ساله حضرت مسيح ميدهد.
در باب ٢١ نبوت به آسمان و زمين جديد ، نزول شهر مقدس اورشليم جديد ازآسمان واستقرار خيمه خداوند در ميان آدميان و وعده سلامتى و زندگانى ابدى میدهد.

ملاحظه ميكنيم كه علامات ظهور همان است كه دو هزار سال قبل نسبت بظهور اول حضرت مسيح موجود بود. اگر اين علامات دو هزار سال قبل بظاهر انجام شد اينك نيز انجام خواهد شد در غيراين صورت بايد دنبال معنا و مفهوم آن باشيم.

[ویرایش] معنی روحانی آسمان

مجدداً به باب ٢٤ انجيل متى باز ميگرديم و علامات ظهور را برسى ميكنيم :- گفتيم كه درآيات ٢٩ و ٣٠ (- نبوت به تاريك شدن آفتاب و ماه و فرو ريختن ستارگان از آسمان و بعد از آن ظاهر شدن پسر انسان از آسمان سوار بر ابربا قوت و جلال عظيم..... )
علامات فوق در ديگر اناجيل و مكاشفات يوحنا نيز آمده و گفتيم از جمله ديگر علامات ظهور كه در نامه پطرس و مكاشفات يوحنا آمده:- نابودى آسمان و زمين موجود، بعد از آن خلق آسمانهاى جديد و زمين جديد و سپس نزول شهر مقدس اورشليم جديد ازآسمان، روز رستاخيز و قيامت وغيره است.
آنچه تا كنون علماى مسيحى انجام داده اند اكثرا تفسير و تدوين آيات بر مبناى معنى ظاهره آن بوده واز توجه به معانى روحانى باز مانده اند. حال ما سعى خواهيم كرد كه با كمك ديكر آيات كتاب مقدس بعضى از معانى را كشف كنيم .
- اولين قدم درك معنى كلمه آسمان است، زيرا كه وقايع مهمه از جمله بازگشت حضرت مسيح در ارتباط با آسمان است:- در ابتدا اين مقاله ذكر نموديم كه ظهور اول آن حضرت نيزازآسمان بود. انجيل يوحنا باب ٦  :-

  • آيه ٣٨ زيرا از آسمان نزول كردم ............
  • آيه ٤١ پس يهوديان در باره او همهمه كردند زيرا گفته بود من هستم آن نانى كه از آسمان نازل شده.
  • آيه ٤٢ و گفتند آيا اين عيسى پسر يوسف نيست كه ما پدر و مادر او را ميشناسيم پس چگونه ميگويد كه از آسمان نازل شدم.

حال به آيه ديگرى كه معنى آسمان را واضح ميكند اشاره مينمائيم. انجيل يوحنا باب ۳:-

  • آيه ١٣- و كسى بآسمان بالا نرفت مگر آنكس كه از آسمان پائين آمد يعنى پسر انسان كه در آسمانست.

حضرت مسيح در حالى كه در آن لحظه در بين يهوديان بودند اظهار فرمودند كه در آسمان هستند و در حالى كه از مادر خود زاده شدند فرمودند از آسمان آمده اند پس معنى آسمان نميتواند آسمان ظاهره باشد بلكه منظور آسمان الهى و آسمان معنوى است ، آسمان ديانت است كه آن حضرت فرمودند از آن آمده اند ، در آن هستند و به آن خواهند رفت هر چند جسمشان از مادر تولد يافته بود و در آن لحظه جسماً در بين قوم يهود بودند، ولى روح مباركشان از عوالم الهى آمده و در آن عوالم سير مينمودند و به آن عوالم خواهند رفت .
مثال ديگرى مياوريم، حضرت موسى بقوم خود انذار داد كه ا گر به دستورات الهى عمل نكنند خداوند آسمان آنها را به مس و زمين آنها را به آهن تبديل خواهد كرد. اين انذار در سفر تثنيه باب ۲۸است كه ميفرمايند :-

  • آیه۲۳ " و فلك تو كه بالاى سر تو است مس خواهد شد و زمينيكه زير تو است آهن."

همگان ميدانند كه يهوديان مخالف تعاليم الهى عمل كردند ، تمام انبياء از دست آنها عذاب كشيدند، حضرت مسيح را رد نمودند و بصليب كشيدند بر عليه حضرت رسول قيام نمودند ولى هيچگاه در تاريخ ٣٥٠٠ ساله قوم يهود واقع نشده كه آسمان بالاى سر آنها مس شود و زمين آنها آهن.
پس بايد قبول كرد كه منظور آسمان ظاهر نيست بلكه آسمان و زمين روحانى آنها به مس و آهن تبديل شد و آنها از نعمت تعاليم روحانى و مادى حضرت مسيح و حضرت رسول محروم شدند. هماكنون دوهزار سال است كه موعودشان ظاهر شده و آنها نتوانستند از مواهب او استفاده نمايند.
حال كه معنى آسمان معلوم شد براحتى ميتوان به معنى ديگر نبوات پى برد ميتوان قبول كرد كه منظور از تاريك شدن آفتاب و ماه و فرو ريختن ستارگان از آسمان اين خورشيد و ماه و ستارگان نيست. و از بين رفتن آسمانها و زمين و سوختن آنها ، آسمان و زمين ظاهره نيست. آسمان همان آسمان الهى است ، همان آسمان اديان است خورشيد آن مظهر ظهور الهى و تعاليم او است ، ماه و ستارگان آن رؤساى دين و رهبران آن جامعه است كه از خورشيد كسب نور ميكنند و مردم را به عوالم روحانى هدايت مينمايند. زمانى كه ميقات دينى بسر رسد تعاليم آن دين نميتواند عامل روحانيت باشد ، قدرت و نفوذ خود را از دست ميدهد، اختلاف در جامعه ظاهر ميشود به امور مادى اهميت زياد داده ميشود و زمانى كه به مسائل روحانى و معنوى بى توجهى كامل شود نقش رهبران بكلى تغير ميكند. علماى دين كه زمانى چون ستاره گان نقش راهنما را براى مومنين بعهده داشتند به امور دنيوى مشغول و در نتيجه ازآسمان معنويات فرو ريخته نور خود را از دست ميداهند. و باز ميتوان دريافت كه معنى آسمان و زمين جديد ظهور ديانت جديد است زيرا آسمان و زمين ديانت قبل جمع و نابود شده و به اراده الهى آسمان و زمين جديد و احكام وتعاليم مناسب ومطابق نياز مردم آن زمان ظاهر ميشود. اين نوع تعبير نه تنها معقول و قابل پذيرش است بلكه با آيات كتاب مقدس هم تطابق دارد.

- ذكر كرديم كه مسيحيان همانند قوم يهود منتظر انجام وقايع عظيمه قبل از ظهور موعود خود ميباشند. پطرس در رساله دوم خود باب سوم اين مسئله را واضحاً بيان ميكند كه بى ديينان در آيام آخرخواهند گفت كه از ابتداى آفرينش همه چيز بهمان شكل باقى است تغير نكرده كجاست آن وعدها ؟. بعد تأكيد مينمايد كه آسمان و زمين قبل از بين رفته و وعده سريع ميدهد كه آسمان و زمين فعلى نيز روزى از بين خواهد رفت و آسمان و زمين جديد ظاهر خواهد شد. اين است عين آيات
رساله دوم پطرس رسول باب سوم:-

  • آيه ۳: و نخست اينرا ميدانيد كه در ايام آخر مستهزئين با استهزا ظاهر خواهند شد كه بر وفق شهوات خود رفتار نموده.
  • آيه ۴: خواهند گفت كجاست وعده آمدن او زيرا از زمانيكه پدران بخواب رفتند هر چيز بهمين طوريكه از ابتداى آفرينش بود باقى است.
  • آيه ۵: زيرا كه ايشان عمداً از اين غافل هستند كه بكلام خدا آسمانها از قديم بود و زمين از آب و بآب قائم گرديد.
  • آيه ۶: و باين هر دو عالميكه آنوقت بود در آب غرق شده هلاك گشت.
  • آيه ۷: لكن آسمان و زمين آلان بهمان كلام براى آتش ذخيره شده و تا روز داورى و هلاكت مردم بيدين نگاه داشته شده اند. .......
  • آيه ۱۲: و آمدن روز خدا را انتظار بكشيد و آنرا بشتابانيد كه در آن آسمانها سوخته شده از هم متفرق خواهد شد و عناصر از حرارت گداخته خواهد گرديد.
  • آيه ۱۳: ولى بحسب وعده او منتظر آسمانهاى جديد و زمين جديد هستيم كه در آنها عدالت ساكن خواهد بود.

ملاحظه مينمائيم كه پطرس رسول در رساله دوم خود واضح تأكيد مينمايد كه بظاهر ظاهر در آنچه از ابتداى آفرينش وجود داشته تغيرى حاصل نشده ولى آنچه نابود شده و بيدينان قادر به درك آن نبوده و نيستند در عوالم روحانى است آسمانهاى اديان است كه نابود شده و خواهد شد و آسمان و زمين جديد بوجود خواهد آمد.
حال آيه ديگر جهت تأكيد بر معنى روحانى ستارگان بياوريم زيرا قبول معنى ظاهره با توجه به عظمت ستارگان نه بعقل و نه با علم امروز تطابق دارد.
- چند فصل اول كتاب مكاشفات يوحنا خطاب به رهبران كليساهاى آن زمان است. دراين آيات رهبران كليسا را به فرشتگان و ستارگان تشبيه نموده وكليسا را به شمعدان و اين دقيقاً همان وظيفه اى است كه بعهده آنها بود و همين ستارگان هستند كه در زمان آخر از اوج آسمان ديانت و روحانيت بزمين ماديات ريخته و ديگر قادر به راهنمائى مومنين نيستند. مكاشفات يوحنا باب اول:-

  • آيه ٢٠ - سر هفت ستاره را كه در دست راست من ديدى و هفت چراغدان طلا را. اما هفت ستاره فرشتگان هفت كليسا هستند و هفت چراغدان هفت كليسا ميباشد.

مكاشفات يوحنا باب دوم:-

  • آيه ١ - بفرشته كليساى در أفسس بنويس كه اين را ميگويد او كه هفت ستاره را بدست راست خود دارد .......

دانيال نبى در باب ١٢ نفوسى را كه وسيله راهنمائى مردم به راه راست و برقرارى عدالت ميشوند به ستاره تشبيه نموده: -

  • آيه ۳ - و حكيمان مثل روشنائى افلاك خواهند درخشيد و آنانيكه بسيارى را براه عدالت رهبرى مينمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد اللآباد.

حال كه دانستيم منظور از ستارگان رهبران كليسا و حكما و علما است و منظور از آسمان ، آسمان ديانت براحتى ميتوانيم معنى اين نبوت يوحنا را درك كنيم كه در فصل ۶ از مكاشفات خود مينوسد:-

  • آيه ١٢ - و چون مهر ششم را گشود ديدم كه زلزله عظيم واقع شد و آفتاب چون پلاس پشمى سياه گرديد و تمام ماه چون خون گشت.
  • آيه ١٣- و ستارگان آسمان بر زمين فرو ريختند مانند انجيريكه از باد سخت بحركت آمده ميوهاى نارس خود را ميافشاند.
  • آيه ١٤- و آسمان چون طومار پيچيده شده از جا برده شده و هر كوه و جزيره از مكان خود منتقل گشت......
  • آيه ۱۷- زيرا روز عظيم غضب او رسيده است و كيست كه ميتواند ايستاد.

براى نفوسى كه درك روحانى دارند معنى اين نبوت واضح است و آنرا انجام شده ميدانند. نظرى به وضع رهبران امروزه كليساها و مقايسه آنها با رهبران مذهبى قوم يهود در دوهزار سال قبل نشان ميدهد كه توجه بيش از حدشان به مسائل مادى و اختلافات موجود بين آنها و فاصله زياد آنها با حقايق روحانى همانند رهبرانى است كه در زمان ظهور اول حضرت مسيح مردم را به مخالفت تشويق مينمودند .
دوهزار سال قبل مردم منتظر ظهور موعود خود بودند با علاماتى متشابه با امروز كه به ظاهر انجام نشد، امروزه همه اين علامات بظاهر انجام نشده و نخواهد شده بلكه همانند ظهور اول معانى نبوات روحانى و معنوى است. در اين ظهور جديد آسمانها و زمين ديانتهاى قبل نابود زيرا نه تعاليم اديان قبل و نه رهبران دينى آنها قادرند هدايت مؤمين را بعهده گيرند.
توجه به نبوات كاملآ واضح مينمايد كه انجام چنين وقايع ابدأ بصورت ظاهر مد نظر نبوده زيرا كره زمين در مقايسه با ديگر كرات بسيار كوچك است و حتى ا گر يكى از آن ستارگان به زمين برخورد نمايد چيزى از كره زمين باقى نميماند نه مؤمن و نه غير مؤمن ودر چنين حالى لزومى جهت بازگشت حضرت مسيح و استقرار سلطنت هزار ساله و اجراى عدالت باقى نميماند. حال آنكه هر زمان كه ظهور جديد ظاهر ميشود اكثر رهبران اديان قبل با مخالفت كردن با مظهر ظهور نقش روحانى خود را از دست داده و از اوج آسمان سقوط نموده و مانند انجير نا رس از درخت جدا ميشوند.


[ویرایش] دنباله مقاله

دیانت مسیحی و دیانت بهائی – قسمت دوم تا ششم



[ویرایش] منابع

  1. ص١٧٨ امر و خلق جلد ٢
  2. صفحه ٣ كتاب مستطاب ايقان
  3. منبع مورد استفاده نگارنده در اين مقاله كتاب مقدس از انتشارات انجمن پخش كتب مقدسه در ميان ملل چاب سال ۱۹۰۴ ميباشد .