دیانت مسیحی و دیانت بهائی – قسمت چهارم
از بهائیپدیا، دانشنامهی بهائی.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] انجام نبوات انبیاء قبل
قبل از ورود به بحث اشاره کوتاهی به شرایط اجتماعی و دینی جوامع مسیحی و مسلمان در اوايل قرن نوزدهم مینمایم . در حقیقت جوامع انسانی در تاریک ترین دوران خویش بسر میبردند تنها امید مردم ظهور موعود بود که آنها را از وضع موجود نجات دهد. گروهای تحقیق جهت مطالعه نبوات و محاسبه تاریخ ظهور موعود تشکیل و بحثهای مداوم ادامه داشت و نتایج حاصله امید مردم را به قریب الوقوع بودن ظهور موعود صد چندان نموده بود. حمایت مالی مردم از مقامات و رهبران دینی فوق تصور کسانی است که در آن زمان زندگی نمیکردند. هزینه سنگین تربیت و مسافرت میلیونها نفر مبلغ مسیحی و ترجمه و چاپ صدها میلیون جلد کتاب مقدس و توضیع آن به نقاط مختلفه جهان جهت تبلیغ غیر مسیحیان یا حد اقل ابلاغ مژده بازگشت حضرت مسیح به همه جهانیان بوسیله مردمان آرزومند تأمین میشد بسیار بودند نفوسی که تحت تأثیر رهبران مذهبی تمام ثروت خود را به کلیساها تبرع مینمودند بامید آنکه شرایط ظهورهر چه زودتر فراهم و موعود ظاهر شود. نتیجه تحقیقات در اوايل قرن نوزدهم نشان میداد که به احتمال زیاد سنه ظهور سال ١٨٤٤ میلادی میباشد.
- در عالم اسلام هم بودند گروهی که ظهور موعود اسلام را بشارت میدادند شیعیان از دو ظهور بنام قائم و قیوم یاد میکردند و سنی ها به دو ظهور مهدی و روح الله که همان مسیح موعود است اشاره مینمودند. محاسبات مسلمانان سنه ١٢٦٠ هجری قمری را برای ظهور موعود تعیین نموده بودند که عملا همان سنه ١٨٤٤ بر مبنای تقویم میلادی است.
- هیجان موجود در دیگر جوامع دینی کمتر از جوامع مسیحی و مسلمان نبود بحث در مورد موعود و تمام شدن عمر عالم همراه با وقایع عظیم طبیعی صفحات اصلی روزنامها را در بر میگرفت و روزی نبود که مصاحبه با محققین نبوات کتب مقدسه و احتمال وقوع فجایع عظیمه به آن شکل که در کتب الهی ثبت شده مورد بحث و تفسیر جدید قرار نگیرد .
- واضح است که در چنین شرایطی بودند افرادی که ادعا نمایند که تجربه رویا و الهام دارند یا در تماس با فرشتگان هستند و یا واسطه بین موعود و مردم میباشند حال ما نمیخواهیم قضاوت کنیم که علت ظهور این چنین مدعیان در قرن نوزدهم[۲] چه بوده آیا تحت شرایط موجود آن زمان امر از برای آنان مشتبه شده بود ؟ یا به قصد کلاهبرداری قیام به چنین امری مینمودند ؟ و یا واقعأ حقیقتی در کار آنها بوده ؟ اینجاست که شرایط مذکور در انجیل [۳] که قبلأ مورد برسی قرار گرفت حائز نهایت اهمیت است. این شرایط مانند قطعات بریده عکسی است که امکان تکمیل عکس بدون تمام قطعات میسر نمیباشد . اینک به برسی شرط ششم میپردازیم( حقانيت مدعى چنين مقام عظيم آنكه نبوات كتب اديان قبل در باره او صادق وهمچنين پيشگويهاى او در باره آيند صحيح و آنجام شود. )
[ویرایش] مسيح زمان بازگشت خود را موكول به اتمام نبوات دانيال نبى نمود
مجددا به باب 24 از انجيل متى باز ميگرديم. گفتيم در آيه 3 حواريون از حضرت مسيح سئوال كردند " نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست" ؟
- در جواب انذار به ظهور انبياء دوروغين و مسيحان كاذب دادند[۴]. و سپس در آیات ١٤ و ١٥ دو شرط از برای بازگشت خود تعین نمودند:-
- آیه ١٤- و باین بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امتها شهادتی شود آنگاه انتهاء خواهد رسید. ( كه قبلا مورد بحث قرارگرفت.)[۵]
- آیه ١٥- پس چون مکروه ویرانی که بزبان دانیال نبی گفته شده است در مقام مقدس بر پا شده بینید هر که خواند دریافت کند.
لوقا اين شرط مهم را واضحتر بیان نموده باب ٢١
- آيه ٢٤ - و بدم شمشير خواهند افتاد و در ميان جميع امتها به اسيرى خواهند رفت و اورشليم پايمال امتها خواهد شد تا زمانهاى امتها بانجام رسد.
انجام اين نبوت دو مرحله دارد.
اول:- تصرف اورشليم ، خراب شدن اورشليم و آوارگى قوم يهود است بوسيله امتهاى مختلفه.
دوم :- اتمام دوره آوارگى قوم يهود وبازگشت آنها به اورشليم .
حضرت مسيح زمان بازگشت خود را موكول به اتمام نبوات دانیال نبی نموده و اشاره او مسقیم به سرنوشت بنی اسرائیل است که در بین آنها و برای هدایت و نجات آنها ظاهر شده و این نبوات درباب هشتم و دوازدهم کتاب دانیال آمده.
[ویرایش] باب هشتم کتاب دانیال
در باب هشتم رؤیای دانیال در باره وقایعی است که میباید در اورشلیم که شهر داود و سلیمان است واقع شود.
- آیه ١١ " .... قربانی دایمی از او گرفته شد و مکان مقدس او منهدم گردید. "
- آیه ١٣ " ..... پرسید که رؤیا در باره قربانی دایمی و معصیت مهلک که قدس و لشکر را بپایمال شدن تسلیم میکند تا بکی خواهد بود.
- آیه ١٤ " و او بمن گفت تا دو هزار و سیصد شام و صبح آنگاه مقدس تطهیر خواهد شد.
- آیه ١٧ " ... بدانکه این رؤیا برای زمان آخر میباشد. "
[ویرایش] باب دوازدهم کتاب دانیال
درباب دوازدهم
- آیه ٤ " اما تو ای دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مهر کن."
- آیه ٦ "...... گفت انتهای این عجایب تا بکی خواهد بود. "
- آیه ٧ " ....... که برای زمانی و دو زمان و نصف زمان خواهد بود و چون پراکندگی قوت قوم مقدس به انجام رسد آنگاه همه این امور به اتمام خواهد رسید. "
- آیه ٨ " و من شنیدم اما درک نکردم پس گفتم ای آقا آخر این امور چه خواهد بود."
- آیه ٩ " او جواب داد که ای دانیال برو زیرا اینکلام تا زمان آخر مخفی و مختوم شده است. "
- آیه ١٠ " ... و هیچ کدام از شریران نخواهند فهمید لیکن حکیمان خواهند فهمید. "
- آیه ١١ " و از هنگام موقوف شدن قربانی دایمی و نصب نمودن رجاست ویرانی هزار و دویست و نود روز خواهد بود. "
- قبل ازتفسیر و توضیح این نبوات و برای روشن شدن سرنوشت بنی اسرائیل از نظر تاریخی و در ارتباط با دو مرحله از شرط حضرت مسیح که فوقاً ذکر شد ، لازم است بطور مختصر شرح آوارگی قوم یهود را قبل و بعد از میلاد مورد مطالعه قرار دهیم:
[ویرایش] شرح آوارگی قوم یهود
- حدود ٧٠٠ سال قبل از میلاد آشوریها به سرزمین إسرائيل حمله و حکومت آنرا منقرظ نمودند.
- صد سال بعد سپاه امپراطوری بابل تمام خطه را اشغال ، شهر أورشليم و معبد مقدس را با خاک یکسان و اهالی را به اسارت درآورد.
- با فتح بابل بوسیله سپاه پارس در سنه ٥٨٠ قبل از میلاد و صدور منشور آزادی کورش کبیر، گروهی از بنی إسرائيل آزادانه به أورشليم و مناطق اطراف آن بازگشتند. سه پادشاه هخامنشی چهار دستور جهت تعمیر أورشليم وساختن معبد مقدس صادر کردند.
- دویست و پنجاه سال بعد اسکندر مقدونی أورشليم را فتح و یونانیان تا حدود سنه ١٤٠ قبل از میلاد بر منطقه حکومت نمودند.
- بعد از یونان مدت کوتاهی إسرائيل حکومت مستقل داشت تا حدود سنه ٧٠ قبل از میلاد رومی ها أورشليم را فتح و در آبادانی آن کوشیدند. از زمان فتح أورشليم بوسیله ایرانیان تا ظهور مسیح ، بنی إسرائيل دارای خود مختاری نسبی بودند.
- در سنه ٧٠ بعد از میلاد پیش گوئی حضرت مسیح انجام و رومی ها شهر أورشليم و معبد یهود را بآتش کشیدند و با خاک یکسان و اهالی را کشته و آنچه باقی ماند به اسارت بردند این دومین بار بود که خانه خدا در شهر داود کاملا نابود میشود و هیچگاه امکان باز سازی آن بوجود نیامد. از آن تاریخ به بعد تعداد یهودیانی که سعی کردند در اورشلیم یا اطراف آن زندگی نمایند بسیار کم و محدود بودند و شرح احوال آن ذیلا مذکور میشود.
- در اوائل قرن چهارم میلادی که مسیحیت دیانت رسمی و امپراطوری بیزانس برپا شد ، تا قرن هفتم که اعراب به أورشليم حمله کردند، یهودیان حق ورود به شهر را نداشتند کلیساها بنا شد و اثری از دین یهود مشاهد نمیشود. ( فقط برای مدت بسیار کوتاهی در این دوران که از ٣٢٠ سال تجاوز نمود ایرانیان شهر را به تصرف خود درآوردند و جمعیت کوچک یهودیان آزادانه در آن زندگی کردند.)
- تصرف أورشليم بوسیله مسلمانان حقوق مساوی با مسیحیان را برای اقلیت کوچک یهودی به ارمغان آورد و پیروان هر دو دین اهل کتاب و با دادن جزیه میتوانستند در أورشليم زندگی کنند ولی با تغیر خلفا و نصب و عزل حکما میزان آزادی در اجرای مراسم مذهبی تغیر میکرد و با بالا رفتن جزیه و سخت گیری های بیشتر تعداد قابل توجهی از پیروان هر دو دین منطقه را ترک نمودند . ساختن دو مسجد با شکوه الاقصی در سنه ٦٩١ و قبة السخره در سنه ٧١٢ میلادی بر روی خرابه های معبد مقدس و ویرانهای اورشلیم باستانی امید باز سازی این بناها را به يأس تبدیل کرد.( دیدگاه اعراب مسلمان تاریخی پنج هزار ساله برای این شهر را در ارتباط با خودشان مطرح میکند که خارج از بحث ماست، علاقمندان میتواند به تارنمای آنها مراجعه نمایند)
- در آخرین سال قرن یازدهم صلیبیون مسیحی ، أورشليم را فتح و به تصور خود شهر مقدس را از دست کفار خارج کردند و کلیه ساکنین مسلمان و یهودی را کشتند و یا به بردگی فروختند و برای مدت ٢٠٠ سال نجات یافتگان بنی إسرائيل نتوانستند وارد شهر شوند. ولی پس از شکست صلیبیون بوسیله صلاح الدین ایوبی یهودیان توانستند برای مدت کوتاهی در اورشلیم ساکن سوند.
- أواخر قرن سیزدهم تا اوائل قرن شانزدهم ممالیک از مصر بر این سرزمین حکومت نمودند که برای جلو گیری از حمله مجدد صلیبیون کلیه بنادر، راههای دریای و زمینی را خراب نمودند و این سرزمین کاملا بدست فراموشی سپرده شد و بعد از ممالیک این سرزمین در تصرف عثمانیان بود که فسادهای مالی ، فشارهای غیر قابل تحمل ، عدم امنیت ، و وضع اسفناک بعد از بیماریهای خطرناک و زلزله ساکنین کوچک یهودی و مسیحی را به خروج از منطقه تشویق نمود قلعه شهر عکا مخوفترین زندان و دیگر نقاط در درجات خفیف تر محل تبعید و زندان دزدان و محکومین سلاطین عثمانی بود.
- در اوائل قرن نوزدهم تعداد اندکی یهودی در أورشليم زندگی میکردند ولی با توسعه فعالیت مبلغین مسیحی و اجرای حکم ارتاد از برای کسانی که از اسلام خارج میشودند و زندانی کردن مبلغین مسیحی و مشکلات فراوانی که از طرف مقامات عثمانی برای آنها بوجود آمده بود دول اروپائی مداخله نمودند و بر سلاطین عثمانی جهت تعمین آزادی مذهبی فشار وارد آورند ، حضور گسترده ارتش بریتانیای کبیر در منطقه و بی کفایتی و فساد دستگاهای حاکمه ، دولت امپراطوری عثمانی را مجبور کرد که آزادی پیروان اهل کتاب را بپذیرد.
- یهودیان که در تمام دوران آوارگی بسوی أورشليم دعا مینمودند و با آرزوی بازگشت زندگی میکردند ، موقعیت بیش آمده را غنیمت شمرده و از حدود سنه ١٨٤٠ به بعد تدریجا ودر دسته های بسیار کوچک به منطقه بازگشتند و به خرید زمین در أورشليم و اطراف آن پرداختند. در سنه ١٨٦٠ در داخل حصار شهر أورشليم محلی برای سکونت یهودیان تازه وارد وجود نداشت و برای اولین بار منطقه جدیدی بنام "میشکانوت شعنانیم" در خارج از حصار أورشليم بنا نمودند که نقطه عطفی در حرکت صهیونیسم که بازگشت قوم یهود را به سرزمین باستانی اسرائیل تشویق میکند فراهم نمود. ( میدانیم که دیانت بهائی در سنه ١٨٤٤ آغاز و تاریخ سرگونی بهاءالله و عائله از ادرنه به زندان عکا به حکم سلاطین جبار عثمانی و ایران در سنه ١٨٦٨ میلادی و هم زمان با آغاز حرکت صهیونیسم که کاملا در ارتباط با نبوات دانیال نبی است انجام شد)
- در سنه ١٨٧٩ اولین کنگره جهانی صهیونیسم در سوئیس جهت بر پائی کشور نوین اسرائیل به وجود آمد و بطوری که میدانیم روز به روز بر تعداد یهودیان افزوده شد تا سنه ١٩٤٧ بعد از چنگ جهانی دوم ، سازمان ملل تشکیل دو دولت عربی و اسرائیلی را در آن سرزمین تصویب و دولت مستقل اسرائیل در سنه ١٩٤٨ تآسیس شد و کماکان مهاجرت یهودیان به آن سرزمین ادامه دارد.
بازگردیم به نبوات دانیال نبی در باب هشتم
- آیه ١١ " .... قربانی دایمی از او گرفته شد و مکان مقدس او منهدم گردید. "
- آیه ١٣ " ..... پرسید که رؤیا در باره قربانی دایمی و معصیت مهلک که قدس و لشکر را بپایمال شدن تسلیم میکند تا بکی خواهد بود.
- آیه ١٤ " و او بمن گفت تا دو هزار و سیصد شام و صبح آنگاه مقدس تطهیر خواهد شد.
- آیه ١٧ " ... بدانکه این رؤیا برای زمان آخر میباشد. "
دانیال نبی مدت دو هزار و سیصد شام و صبح یا ٢٣٠٠ روز را تعین نموده. ما برای فهم این نبوت از همان روش که مسیحیان اولیه جهت اثبات تاریخ ظهور اول حضرت مسیح استفاده کرده اند بهره میگیریم. و برای این منظور نبوات مربوط به ظهور اول که در باب نهم کتاب دانیال نبی آمده جهت یادآوری ذکر مینمائیم.
[ویرایش] باب نهم کتاب دانیال
دانيال در اين باب نهم مينويسد كه در سال اول سلطنت داريوش پادشاه فارس دانستم كه نبوت ارميا نبى كامل شده و دوران ٧٠ ساله خرابى اورشليم باتمام رسيده لهذا جهت بخشش گناهان قوم يهود به روزه و دعا مشعول شدم كه در رؤيا ديدم كه مدت ٧٠ هفته پس از فرمان جهت تعمير و بنا كردن اورشليم وقت لازم است كه گناهان قوم يهود بخشيده شود ابتدا آيات را زيارت و بعد توضيحات لازم را ذكر مينمائيم.
باب نهم كتاب دانيال نبى:-
- آیه ١ - در سال اول داريوش بن اخشورش كه از نسل ماديان و بر مملكت كلدانيان پادشاه شده بود.
- آیه ٢ - در سال اول سلطنت او من دانيال عدد سالهائي را كه كلام خداوند در باره آنها به ارمياى نبى نازل شده بود ازكتب فهميدم كه هفتاد سال در خرابى اورشليم تمام خواهد شد.
- آیه ٣ - پس روى خود را بسوى خداوند خدا متوجه ساختم تا با دعا و تضرعات و روزه وپلاس و خاكستر مسئلت نمايم.
- آیه ٤ - و نزد يهوه خداى خود دعا كردم و اعتراف نموده گفتم اي خداوند ..........
- آیه ١٢-.......زيرا كه زير تمامى آسمان حادثه واقع نشده مثل آنكه بر اورشليم واقع شده است.
- آیه ١٣ - تمامى اين بلا بروفق آنچه در توراة موسى مكتوب است بر ما وارد شده است معهذا نزد يهوه خدا خود مسئلت نمودیم .......
- آیه ٢٠ - وچون من هنوز سخن ميگفتم و دعا مينمودم و بگناهان خود و گناهان قوم خويش اسرائيل اعتراف ميكردم و تضرعات .........
- آیه ٢١ - چون هنوز در دعا متكلم ميبودم آن مرد جبرائيل كه او را در رؤياى اول ديده بودم ........ نزد من رسید.
- آیه ٢٢- ومرا اعلام نمود و با من متكلم شده گفت اى دانيال الآن من بيرون آمده ام تا ترا فطانت و فهم بخشم.
- آیه ٢٣ - در ابتداى تضرعات تو امر صادر گرديد و من آمدم تا ترا خبر دهم زيرا كه تو بسيار محبوب هستى پس در اينكلام تأمل كن و رؤيا را فهم نما.
- آیه ٢٤ - هفتاد هفته براى قوم تو و براى شهر مقدست مقرر ميباشد تا تقصيرهاى آنها تمام شود و گناهان آنها به انجام رسد و كفاره بجهة عصيان كرده شود و عدالت جاودانى آورده شود و رؤيا و نبوت مختوم گردد و قدس الاقدس مسح شود.
- آیه ٢٥ - پس بدان و بفهم كه از صدور فرمان بجهة تعمير نمودن و بنا كردن اورشليم تا (ظهور) مسيح رئیس هفت هفته و شصت و دو هفته خواهد بود و (اورشليم) با كوچه ها و حصار در زمانهاى تنگى تعمير و بنا خواهد شد.
- آیه ٢٦ - و بعد از آن شصت و دو هفته مسيح منقطع خواهد گرديد و از آن او نخواهد بود بلكه قوم آن رئيس كه ميايد شهر و قدسرا خراب خواهند ساخت و آخر او در آن سيلاب خواهد بود و تا آخر جنگ خرابيها معين است.
- آیه ٢٧ - و اوبا اشخاص بسيار در يك هفته عهد را استوار خواهد ساخت و در نصف آن هفته قربانى و هديه را موقوف خواهد كرد .......
در نبوات باب نهم نكات مهم و قابل توجه وجود دارد از جمله:-
-این نبوات مربوط به ظهور اول و زمان آن نزديك بوده در نتیجه فهم آنرا توصيه نموده (آیه ٢٣) در حالیکه نبوات باب ٨ و ١٢ مربوط به زمان آخر است که تأکید بر بسته بودن فهم آن دارد.
-نكته ديگر، ارتباط عجيب وبسيار نزديكى كه سرنوشت قوم يهود و شهر اورشليم با ظهور اول و دوم حضرت مسيح دارد.
[ویرایش] اثبات تاریخ ظهور اول و دوم مسیح
در باب نهم دانيال نبى بدرگاه الهى دعا مينمايد كه گناهان قوم يهود را ببخشد. در جواب باو گفته ميشود كه " هفتاد هفته براى قوم تو و براى شهر مقدست مقرر ميباشد تا تقصيرهاى آنها تمام شود "( هفتاد هفته ، هر هفته ٧ روز، ميشود ٤٩٠ روز يا ٤٩٠ سال ) ٤٩٠ سال بعد از صدور فرمان بجهة تعمير نمودن و بنا كردن اورشليم .
حال محاسبه آن بسيار ساده است فقط بايد تاريخ صدور فرمان بجهت تعمير نمودن و بنا كردن اورشليم را بیابیم. ولى قبل از آن به آيه بعد توجه كنيم :-
" آیه ٢٥ پس بدان و بفهم كه از صدور فرمان بجهة تعمير نمودن و بنا كردن اورشليم تا (ظهور) مسيح رئیس هفت هفته و شصت و دو هفته خواهد بود..... و بعد از آن شصت و دو هفته مسيح منقطع خواهد گرديد...."
ابتدا مدت ٧٠ هفته ذکر شده و در آیات بعد مدت ٧ + ٦٢ هفته را تعين شده كه هر دو در عمل يكى است ٧٠ هفته از شروع تعمير تا زمان شهادت حضرت مسيح است ولی در آيه بعد تقسيم شده به ٧ هفته دوران تعمیر ، ٦٢ هفته از بعد از تعمیر تا هفته آخر حیات باضافه هفته آخر حیات حضرت مسيح که جمعاً میشود ٧٠ هفته.
هر هفته ٧ روز که هفت سال محاسبه میشود و کل آن ٤٩٠ سال .
تاریخ صدور فرمان جهت بنا كردن اورشليم
- قبلا در شرح وقايع تاريخى درارتباط با پراكندگى قوم يهود نوشتيم كه اولين باردر حدود سنه ٧٠٠ قبل از ميلاد اورشليم بتصرف بيگانگان درآمد ابتدا آشوریها بعد بابلها و بعد ايرانيان......در دوران سلطه ايرانيان سه پادشاه فرمان به تعمير اورشليم دادن اولى در سنه ٥٣٦ قبل از ميلاد بوسيله كورش صادر شده كه در باب اول كتاب عزرا نبى ثبت شده ( اين فرمان با كارشكنى مخالفان يهود و مرگ کورش عملى نشد) فرمان دوم بوسيله داريوش در سنه ٥١٩ قبل از ميلاد صادر شد كه در باب ششم كتاب عزرا ثبت شده ( اين فرمان هم با كارشكنى مخالفان يهود عملى نشد) فرمان سوم بوسيله ارتحشتا در سنه ٤٥٦ يا ٤٥٧ قبل از ميلاد صادر شد كه به مرحله اجرا درآمد و در باب هفتم كتاب عزرا ثبت شده همين پادشاه حدود ده سال بعد فرمان ديگرى براى تكميل تعميرات صادر نمود كه در باب دوم كتاب نحميا ثبت شده.
براى ما فرمان سوم كه باجرا درآمد معتبر است.اگر سنه ٤٥٦ يا ٤٥٧ را از ٤٩٠ سال كم كنيم ٣٣ يا ٣٤ سال ميشود كه سن حضرت مسيح در زمان شهادت بود.[۶]( همين تاريخ فرمان سوم يعنى سنه ٤٥٦ براى ظهور دوم معتبر است كه اگر از ٢٣٠٠ روز (سال) که در باب ٨ کتاب دانیال آمده کم کنیم سنه ١٨٤٤ را خواهیم داشت.[۷] بر مبنای تقویم ایران باستان ، از زمان صدور فرمان سوم بوسیله پادشاه ایران تا ظهور دیانت بهائی دقیقاً ٢٣٠٠ سال است )
[ویرایش] یكسال بجای يك روز
-اما قبل از ادامه اين مطلب لازم است توضيح داده شود كه بر مبنى كدام آيه در كتاب مقدس، يك روز يكسال محسوب ميشود. اين بازميگردد به ابتداى خروج قوم يهود از مصر و آوارگى آن قوم در صحراى سينا كه خداوند ٤٠ سال را بعوض ٤٠روز تعين نموده.
" بر حسب شماره روزهائيكه زمين را جاسوسى ميكرديد يعنى ٤٠ روز. يكسال بعوض هر روز بار گناهان خود را ٤٠ سال متحمل خواهيد شد... "[۸]" و من سالهاى گناهان ايشانرا مطابق شماره روزها يعنى ٣٩٠ روز بر تو نهادم پس متحمل گناه خاندان اسرائيل شد. .......و چهل روز متحمل گناه خاندان يهود خواهى شد هر روز را بجهت سالى براى تو قرار داده ام." [۹]
-حضرت مسيح نبوات دانيال نبى را كه حدود ٥٣٠ سال قبل از ميلاد ثبت شده مورد تائيد قرار داده و بازگشت خود را منوط به تکمیل آن بیان فرموده اند و ما ميتوانيم بدون لحظه اى ترديد به این نبوات مراجعه نمائيم .
مطابق شرح فوق ظهور اول و دوم دارای یک اساس برای محاسبه است و میدانیم که دیانت بهائی در سنه ١٨٤٤ میلادی در ایران ظاهر شد همان کشوری که دانیال سالهای در آن زندگی نمود و در آن نبوت نمود و همزمان و قبل از این ظهور مبلغین مسیحی تمام تلاش خود را نمودند که شرایط را برای ظهور آماده نمایند و باید قبول کرد که اتفاقی نبود که همزمان یهودیان جهت بازگشت به سرزمین پدری قیام کنند و این بار بر خلاف دفعات قبل که تلاشهای آنها بی اثر میشود و به نتیجه نمیرسید موفق شدند که بازگردند و بعد از قرنها حکومت مستقل خود را تشکیل دهند. و باید قبول کرد که اتفاقی نبود که دو سلطان جبار ایران و عثمانی متحد شوند و بهاءالله مؤسس این آئین جدید را بصورت یک زندانی به زندان عکا در اسرائیل بفرستند تا تمام نبوات در باره این ظهور کامل شود.
[ویرایش] تاریخ ظهور بر مبنای تقویم هجری قمری
-دانيال نبى نه تنها بر مبنای تقویم میلادی که فوقاً ذکر گردید بلکه بر مبنای تقویم هجری قمری تقویم متداول در جهان اسلام آن زمان که اورشلیم قسمتی از آن بود نبوت نموده. آیات باب دوازدهم را تکرار میکنیم :-
- آیه ٤ " اما تو ای دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مهر کن."
- آیه ٦ " و یکی از ایشان بآن مرد ...... گفت انتهای این عجایب تا بکی خواهد بود. "
- آیه ٧ " آن مرد ....... قسم خورد که برای زمانی و دو زمان و نصف زمان خواهد بود و چون پراکندگی قوت قوم مقدس به انجام رسد آنگاه همه این امور به اتمام خواهد رسید. "
- آیه ٨ " و من شنیدم اما درک نکردم پس گفتم ای آقا آخر این امور چه خواهد بود."
- آیه ٩ " او جواب داد که ای دانیال برو زیرا اینکلام تا زمان آخر مخفی و مختوم شده است. "
- آیه ١٠ " ... و هیچ کدام از شریران نخواهند فهمید لیکن حکیمان خواهند فهمید. "
- آیه ١١ " و از هنگام موقوف شدن قربانی دایمی و نصب نمودن رجاست ویرانی هزار و دویست و نود روز خواهد بود. "
مفهوم قسمت دوم آیه ٧ همان مطلب است که لوقا در باب ٢١ آيه ٢٤ آنرا چنین ذکر نموده
" و بدم شمشير خواهند افتاد و در ميان جميع امتها به اسيرى خواهند رفت و اورشليم پايمال امتها خواهد شد تا زمانهاى امتها بانجام رسد."
تاریخی که دانیال در آیه ٧ باب دوازدهم نبوت نموده عبارت است از " زمانی و دو زمان و نصف زمان " (١ + ٢ + ٠٫٥ = ٣٫٥)
حال میتوان آیه را چنین خواند:-
انتهای این عجایب تا بکی خواهد بود ؟ آن مرد ....... قسم خورد که برای سه و نیم زمان خواهد بور و چون پراکندگی قوت قوم مقدس به انجام رسد آنگاه همه این امور به اتمام خواهد رسید.
سه و نیم زمان یا سه و نیم روز یا سه و نیم سال که معادل است با ٤٢ ماه ، هر ماه ٣٠ روز ، پس ٤٢ ماه میشود ١٢٦٠ روز یا سال که تاریخ ظهور دیانت بهائی بر مبنی تقویم هجری قمری را در اختیار ما میگذارد همانطور که ذکر شد این تاریخ مطابق است با سنه ١٨٤٤ میلادی.
ما بدو راه میتوانیم مطمئن شویم که محاسبات فوق درست است و اشتباهی در کار نیست.
راه اول : در همان باب دوازده آیه ١١ دانیال نبی عدد ١٢٩٠ روز را برای موقوف شدن قربانی معین کرده که ٣٠ روز یا ٣٠ سال بیشتر از ١٢٦٠ سال است که نحوه محاسبه برای سه و نیم زمان را تأیید میکند و برای تفاوت ٣٠ سال توضیح لازم وجود دارد که بعداً بآن باز خواهیم گشت.
راه دوم : توجه به نبوات متشابه در كتاب مكاشفات يوحنا است این نبوات در بابهای ١١ ، ١٢ و ١٣ ثبت شده. آيات اولیه باب ١١ ما را بهدف خود ميرساند
در آیه دوم مدت زمانی که شهر مقدس اورشلیم در دست امتها قرار دارد ٤٢ ماه تعین کرده و بلافاصله ماه را به روز تبدیل و مدت نبوت را برای دو شاهد خود ١٢٦٠ روز تعین نموده و در آیات بعد کشته شدن دو شاهد و زنده شدن آنها را بعد از سه روز و نیم ذکر کرده. این نبوات همگی در ارتباط با اورشلیم و اعداد همان " زمانی و دو زمان و نصف زمان " (١ + ٢ + ٠٫٥ = ٣٫٥) است که که معادل است با ٤٢ ماه ، هر ماه ٣٠ روز ، که عدد ١٢٦٠ روز یا سال را در اختیار ما میگذارد.
كتاب مكاشفات يوحنا باب ١١:-
- آیه ١ و نى مثل عصا بمن داده شد و مرا گفت برخيز و قدس خدا و مذبح و آنانيرا كه در آن عبادت ميكنند پيمايش نما.
- آیه ٢ و صحن خارج قدس را بيرون انداز و آنرا مپيما زيرا كه به امتها داده شده است و شهر مقدس را ٤٢ ماه پايمال خواهند نمود .
- آیه ٣ و به دو شاهد خود خواهيم داد كه پلاس در بر كرده مدت ١٢٦٠ روز نبوت نمايند.
- آیه ٧ و چون شهادت خود را به اتمام رسانند .... ایشان را خواهند کشت.
- آیه ٩ و گروهی از اقوام و قبائل و زبانها و امتها بدنهای ایشان را سه روز و نیم نظاره میکنند ...
- آیه ١١ و بعد از سه روز و نیم روح حیات از خدا بدیشان درآمد که بر پایهای خود ایستادند .....
(علاقه مندان ميتوانند براى پی بردن به اسرار این باب به صفحه ٣٢ كتاب مفاوضات عبدالبهاء [۱۰] مراجعه نمايند)
بازگردیم به آیه ١١ از باب دوازدهم کتاب دانیال نبی و برسی عدد ١٢٩٠ روز که برای موقوف شدن قربانی معین نموده ، این عدد ٣٠ روز یا ٣٠ سال بیشتر از سنه ١٢٦٠ هجری قمری است.
میدانیم که آغاز تقویم هجری قمری بر مبنای هجرت حضرت محمد موسس دیانت اسلام از شهر مکه به شهر مدینه در عربستان سعودی میباشد ولی آغاز دیانت اسلام حدود ١٣ سال قبل از آنست، برای مدت دو تا سه سال اولیه بجز دو یا سه نفر کسی از مأموریت الهی آن حضرت با خبر نبود پس از اعلان علنی آن به مردم و بزرگان مکه مخالفتها بر علیه او شروع شد و روز به روز بر شدت آن افزوده گردید تا به جائی رسید که قصد کشتن او را داشتند و آن حضرت مجبور به ترک مکه شد.
١٢٩٠ سال در نبوت دانیال از زمان اعلان امر اسلام به مردم مکه تا زمان ظهور علنی بهاءالله در سنه ١٨٦٣ میلادی است[۱۱]
باب دوازدهم کتاب دانیال
- آیه ١١ :- " و از هنگام موقوف شدن قربانی دایمی و نصب نمودن رجاست ویرانی هزار و دویست و نود روز خواهد بود. "
در سنه ١٢٦٠ هجری قمری مطابق با سنه ١٨٤٤ میلادی جوانی ٢٥ ساله در شیراز ادعا نمود که از طرف خدا است. وظیفه اعلان شده او آماده کردن راه جهت ظهور عظیم الهی و موعود کل ملل است. دوران ماموریت او شش سال که اکثرا در زندان سپری شد و نهایتا در سن ٣١ سالگی در حضور جمع زیادی در شهر تبریز تیرباران شد. او در این مدت کوتاه کتب و آثار بسیار بجا گذشت و توانست دهها هزار نفر از کلیه طبقات را بخود جذب نماید که بیش از بیست هزار نفر از آنها فقط بجرم قبول امر جدید کشته شدند . او خود را باب نام نهاد و به پیروان خود وعده داد که ظهور عظیم الهی در سنه نه یا نوزده از ظهور جدید انجام خواهد شد. این وعده انجام شد. ابتدا در اوائل سنه ١٢٦٩ در زندان سیاهچال طهران و ١٩ سال بعد در سوم ذوالقعده سنه ١٢٧٩ هجری قمری مطابق با ٢١ ماه اپریل سنه ١٨٦٣ میلادی در خارج از شهر بغداد در کنار نهر دجله محلی که دانیال نبی رویائ خود را برای زمان آخر دید. در این تاریخ دقیقا ١٢٩٠ سال از اظهار امر حضرت محمد در مکه میگذشت ، بهاءالله اعلان نمود که موعودی است که تمام کتب مقدسه بظهور او وعده داده است.
حال که برسی نبوات دانیال نبی که تکمیل آن جهت ظهور ثانی حضرت مسیح لازم بود باتمام رسید به دیگر نبوات در ارتباط با دیانت بهائی میپردازیم علاقمندان به درک دیگر اسرار موجود در باب ٢٤ انجیل متی میتوانند به صفحه ١٦ به بعد کتاب ایقان مراجعه نمایند.[۱۲]
[ویرایش] دنباله نبوات انبیاء
دیانت مسیحی و دیانت بهائی - قسمت پنجم و ششم
[ویرایش] منابع
- ↑ دیانت مسیحی و دیانت بهائی - فهرست و منابع
- ↑ به قسمت سوم این مقاله مراجعه نمائید
- ↑ انجیل طریق تحقیق را بما میآموزد- قسمت دوم این مقاله
- ↑ انبياء دوروغين و مسيحان كاذب - قسمت دوم این مقاله
- ↑ ابتدا بايد مژده بازگشت آن حضرت در سراسر عالم موعظه شود - قسمت سوم این مقاله
- ↑ صفحه ٣٠ مفاوضات عبدالبهاء http://reference.bahai.org/fa/t/ab/SAQ/saq-33.html
- ↑ صفحه ٣٢ مفاوضات عبدالبهاء http://reference.bahai.org/fa/t/ab/SAQ/saq-35.html
- ↑ سفر اعداد باب ١٤ آيه ٣٤
- ↑ حزقيال نبى باب ٤ آيه ٦
- ↑ صفحه ٣٢ مفاوضات عبدالبهاء http://reference.bahai.org/fa/t/ab/SAQ/saq-35.html
- ↑ صفحه ٣٣ مفاوضات عبدالبهاء http://reference.bahai.org/fa/t/ab/SAQ/saq-36.html
- ↑ صفحه ١٦ به بعد کتاب ایقان http://reference.bahai.org/fa/t/b/KI/ki-3.html#pg16
