سید یحیی دارابی

از بهائی‌پدیا، دانشنامه‌ی بهائی.

حضرت وحید آقا سید یحیی در یوم ظهور مبارک در طهران تشریف داشتند و سلطان ایران محمد شاه ایشان را برای تحقیق این امر مبارک روانه شیراز نمود که آنچه بر ایشان محقق گشت به محمد شاه مرقوم فرمایند. لهذا ایشان از طهران حرکت فرموده وارد یزد شدند در حالتیکه شمشیر در دست گرفته و سوار بر اسب شده و چد نفر از مقدسین در رکاب ایشان تشریف بردند به مصلای صفدر خان که معروف است و در آن وقت چندین هزار خلق جمع بودند. فرمودند ای اهل یزد سید بزرگواری در شیراز اظهار امر قائمیت فرموده و من می خواهم به شیراز روم و او را ملاقات کنم و اگر حق است در سبیلش جهاد نمایم. حال هر کس میل دارد به همراه من بیاید من روانه هستم. آن جمع به یک قول گفتند شما از جانب جمیع ما ها از عالم و جاهل و وضیع و شریف و فقیر و غنی وکیل هستید بروید. و آنچه بر شما محقق گشت ما تماما شما را قبول داریم و مطیع رای شما هستیم و علم و عقل و تقوی و ایمان و ادراک و رد و قبول شما در این امر بر تمام ما حجت است.

و آن حضرت به شیراز حرکت فرمودند لدی الورود به درب بیت مبارک حاضر شدند و مجلس اول یک ساعت به حضور مبارک مشرف شدند. ساعت اول خود را اعلی از حضرت مشاهده نمودند و در دفعه ثانی نیز یک ساعت مشرف شدند و خود را با آن حضرت مساوی دیدند. در دفعه ثالث هم یک ساعت مشرف شدند. خود را عبد ذلیل و آن حضرت را رب جلیل مشاهده کردند و فورا کاغذی به اهل یزد مرقوم فرمودند. در اول کاغذ این شعر را مرقوم داشتند: آتشی می بینم ای یاران ز دور گرم می آید به چشمم نخل طور شعله خوئی خود نمائی می کند فاش دعوی خدائی می کند

و بعد تفصیل سه ساعت تشرف به حضور مبارک را مرقوم فرموده بودند که ساعت آخر خود را در نزد او عبد ذلیل و او را رب جلیل مشاهده نمودم. و آن حضرت پس از ایامی چند مراجعت به یزد فرمودند و در مصلی بالای منبر تبلیغ امر مبارک می کردند و نفوسی چند تصدیق امر مبارک نمودند و پس از جندی از یزد حرکت فرمودند به طرف بوانات فارس و آنجا ندا بلند فرمودند. بعد روانه قصبه طیبه نیریز شدند. در آنحا مدتی اقامت فرمودند و تبلیغ امرالله نمودند. خورد خورد در نیریز یک محله تماما و از سائر محلات قلیلا قلیلا به شریعه الهیه وارد تا اینکه در نیریز در قلعه خواجه چهار ماه محاصره گشتند و آخرالامر مع چهارصد نفر مقدسین که در رکاب مبارک بودند شهید شدند. شهادت حضرت وحید در نیریز در یوم بیست و ششم شهر شعبان سنه آخر ظهور مبارک دو روز قبل از شهادت حضرت نقطه اولی روح ماسواه فدا بود. و محل دفن هیکل مبارک در محله بازار جنب سرای سروی است، پهلوی بقعه ای که معروف است به سید.1



1- نقل از کتاب تاریخ شهدای یزد-جناب حاجی محمد طاهر مالمیری- صفحات 4-7