شیخ احمد احسائی
از بهائیپدیا، دانشنامهی بهائی.
او در منطقه احساء در بحرین کنونی، به دنیا آمد که از مراکز قدیمی شیعه بوده و امروز یکی از ایالتهای شرق عربستان سعودی بر ساحل غربی خلیج فارس است.
پس از آموختن قرآن نزد پدرش ادبیات عرب و مقدمات علوم دینی را در احساء فرا گرفت. در سال ۱۱۸۶ به کربلا و نجف رفت و در درس آقا محمدباقر وحید بهبهانی، سید علی طباطبایی، میرزا مهدی شهرستانی، سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشفالغطاء حاضر میشد. تحصیلات او وسیع بود و از چند تن از استادانش اجازه اجتهاد گرفت.
مدتی در بصره اقامت کرد و سپس دوباره به کربلا و نجف و از آنجا به قصد رفتن به بارگاه امام رضا به ایران رفت. در راه مشهد مدتی در یزد ماند و به دعوت عدهای از مردم یزد پس از بازگشت از مشهد در یزد اقامت کرد و شهرتی بدست آورد.
فتحعلی شاه او را به تهران دعوت کرد اما او این درخواست را نپذیرفت. یه دعوت شاهزاده محمدعلی میرزا دولتشاه حاکم کرمانشاه چندی در آنجا ماند. سفرهایی به قصد حج و زیارت عتبات انجام داد. پس از مرگ دولتشاه، در سال ۱۲۳۷ ق. عازم مشهد شد و مدتی در قزوین توقف کرد.
در همین زمان بود که با مخالفت برخی از جمله ملا محمدتقی برغانی، معروف به شهید ثالث، روبرو شد که دیدگاههایش را غلوآمیز میدانستند، گرچه حاج محمدابراهیم کلباسی آرای احسایی را در چارچوب عقاید امامیه تلقی میکرد. بالاخره چندتن از علما ضد او فتوا دادند.
احسایی پس از بالا گرفتن مخالفتها از کربلا به مکه رفت و سپس از راه مکه بسوی احساء میرفت که در نزدیکی مدینه در سال ۱۲۴۱ ق. درگذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. تاریخ وفات شیخ احمد احسائی ۲۱ ذیقعده ۱۲۴۱ قمری برابر ۶ تیرماه ۱۲۰۵ شمسی و مقارن ۲۷ جون ۱۸۲۶ میلادی است.
در زمانیکه شیخ احمداحسائی قصد مسافرت از شهر یزد را داشت سید کاظم رشتی از گیلان نزد شیخ احمد احسائی آمد و درجرگه شاگردان او در آمد. سید کاظم رشتی از شاگردان وی و جانشین او بود.[۱] بهاءالله در کتاب ایقان از شیخ احمد و سید کاظم به عنوان «نورین نیرین» یاد میکند.
وی ضعف اسلام را که بواسطهی رؤسای دین حاصل شده بود مشاهده کرده و تصمیم گرفت که شیعیان را برای ظهور موعود آماده کند. به همین دلیل به شرح آیات و بشاراتی که درباره ظهور موعود بود پرداخت.
مکتب شیخیه و فلسفه شیخ احمد احسائی دراصول معاد، معراج، مقام امامان شیعه وامثال آن فصل جدیدی از معارف اسلامی بود که با معتقدات شیعه دوازده امامی اختلافات بارز داشت و با نظریه بسیاری از علما که سر وکارشان با مسائل فقهی و ظواهر دین بود ودر نتیجه مردمانی قشری ببار آمده بودند، مغایرت پیدا میکرد و گاه میشد که تصادم افکار به جنجال و هیاهو میکشید، چنانچه دراحوال شیخ احمد احسائی میخوانیم که در قزوین ملا تقی بزغانی اورا تکفیر کرد ودر مجلس میهمانی حاکم قزوین ازاو رو برگردانید.[۲]
وی هنگام اقامت در ایران بدعوت ملامحمدتقی برغانی (عموی بزرگتر طاهره) به قزوین رفت ولکن برخلاف انتظار ملامحمدتقی در خانه حاج ملاعبدالوهاب قزوینی که مردی از پیروانش بود اقامت گزید. میان شیخ احسائی و ملامحمدتقی برغانی مباحثات فراوان واقع گشت و نتیجه این مباحثات تکفیر شیخ احسائی بود.[۳]
[ویرایش] آثار
- جوامعالکلم
- مجموعة الرسائل
- مختصر الرسالة الحیدریة فی فقه الصلوات الیومیة
- فوائد: شامل عقائد فلسفی شیخ احمد است.
- شرح الزیارة الجامعة الکبیرة: که در شرح زیارت جامعه کبیرهاست.
- شرح العرشیه: که در شرح کتاب عرشیه ملاصدرا است .
- شرح المشاعر: در شرح کتاب مشاعر ملاصدرا است .
- حیاةالنفس فی حظیرة القدس: در باب اصول دین و لزوم اعتقاد به ظهور قائم موعود است.
- رساله سلطانیه: در پاسخ به سوالات فتحعلی شاه است .
- العصمته و الرجعته: در باب عصمت و رجعت ائمه اطهار .
[ویرایش] پاورقی
- ↑ تاریخ نبیل (مطالع الانوار)، نبیل زرندی، مرآت ۱۹۹۱م، ص ۳۶۹
- ↑ حضرت باب، نصرت الله محمد حسینی، مؤسسه معارف بهائی، صفحه ۳۳۶
- ↑ عهد اعلی، ابوالقاسم افنان، Oneworld Publications، ص ۵۶
[ویرایش] منابع
- تاریخ نبیل (مطالع الانوار)، نبیل زرندی، انتشارات مرآت ۱۹۹۱م
