واقعه نیریز
از بهائیپدیا، دانشنامهی بهائی.
واقعه نیریز یکی از وقایع مهم تاریخی دیانت بابی است. در این جنگ که بین نیروهای بابی و دولتی رخ داد، دست کم ۵۰۰ الی ۶۰۰ بابی کشته شدند. [۱] این واقعه در ماه مه و یا ژوئن ۱۸۵۰ (میلادی) در نیریز اتفاق افتادهاست. [۲] شخص اول دیانت بابی در این جنگ، سید یحیی دارابی ملقب به وحید اکبر بود. او در ۲۷ مه ۱۸۵۰ وارد نیریز میشود و در ۲۹ ژوئن همان سال در این جنگ، کشته میشود. مدت زمان جنگ نیریز، یک ماه بودهاست، البته در مورد مدت زمان دقیق اختلاف نظر است. [۳]
[ویرایش] شرح واقعه
به نقل از حقایق الاخبار خورموجی: «سید یحیی دارابی پسر آقا سید جعفر دارابی ملقب به کشفی از جمله سادات و علماء عظام و از اجله ارباب فضل و کمال خلف ناخلفش عمده اصحاب ضلالی و توده رجال رجالی شد.»
سید یحیی در نیریز تنها گناهی که داشت نظریات و عقائد سید باب را دربین مردم تبلیغ میکرد. نظر مورخ نامبرده همان نظر روحانیون نسبت به مردم است. «اهالی دهات که بالفطره کودن و پلیدند به این مزخرفات و ترهات گرویدند بر گردش جمع و پروانه آن شمع شدند.» این است نظر دولتمردان قاجار نسبت به طبقه زحمتکش دهقان ایرانی.
برای دفع سید یحیی فیروز میرزا نصرتالدوله حکم محکم به عهده مهرعلیخان نوری نگاشت و اورا مأمور این کارکرد. نامبرده بعد از ورود به نیریز خودرا ضعیف تر از آن دانست که با سید یحی به جنگ بپردازد. ازاینرو مصطفی خان قراگوزلو با دو فوج سرباز و دو عراده توپ به یاری او فرستاده میشود.
مصطفی خان که کهنه سپاهی و با حزم و آگاهی بود صرفه در محاربه ندید.
«دام حیله و تزویر گستراند. خدمت سید نیاز صادقانه و پیام مریدانه فرستاد اخلاص ورزید و طالب ملاقات سید گردید. سید این دمدمه و فسون را از مساعدت بخت یافت به ملاقات سرتیپ شتافت حین ورود بارسفر بسوی نار سقربربست.»[۴]
به عبارت سادهتر با خدعه بابیان را فریفتند و چون به سوگند نیروهای دولتی اعتماد کردند اسلحه را گذاشتند و قصد صلح داشتند ولی نیروهای مذهبی و دولتی هدفی دیگر داشتند و هدف آنها نابودی دگراندیش بابی بود و برای دست یابی به این هدف از هیچ حیلهای روی گردان نبودند. با این حیله صدها بابی جان خودرا از دست میدهند.
سوء قصد عدهای بابی به جان ناصرالدین شاه به فکر قصاص بعد از قتل عامهای ناجوانمردانه بابیان در قلعههای یاد شده و تیرباران سید باب در تبریز چند نفری بابی به قصد قصاص خون باب طرح ناشیانهای برقتل ناصرالدین شاه میریزند.
همانطور که مشهوری مینویسد:«اقدام به ترور شاه باید به دوجهت عملی منحرف از جنبش بابی ارزیابی گردد. یکی آنکه از خط مبارزه فرهنگی سیاسی بابیان بدور بود و به ستیزه جوئی انتقام جویانه شیعه گری نزدیک و دیگر آنکه این تیراندازی برخلاف جهت اصلی مبارزه بابیان بجای هدف گرفتن رهبری مذهبی شاه را هدف گرفت.»[۵]
بعد از این ترور نافرجام دربار و نیروهای دولتی کاملاً هم صدا با روحانیون برقلع و قمع بابیان پرداختند. حاجب الدوله (قاتل امیرکبیر) مأمور دستگیری بابیان میشود. عدهای دستگیر میشوند با دستگیر شدگان چگونه رفتار میکنند و آنها را چگونه به قتل میرسانند در حقایق الاخبار ناصری چنین نگاشته میشود:
«... و بقیه را بین الناس تقسیم نموده که عموم بندگان خدا ازاین فیض عظمی بی نصیب نباشند. ملا شیخعلی به علما و طلاب، سید حسن خراسانی به شاهزادگان ملازین العابدین یزدی به مستوفی الممالک و مستوفیان، ملاحسین خراسانی را نظام الملک و وزیر دول خارجه، میرزا عبدالوهاب شیرازی به بقیهی اولاد صدر اعظم، ملا فتح الله قمی و ملا علی و آقا مهدی صحاف را حاجب الدوله و فراشان، شیخ عباس طهرانی به امرا و خوانین محمد باقر نجف آبادی پیشخدمتان پادشاهی، محمد تقی شیرازی به امیرآخور و عملهی اصطبل، محمد نجف آبادی به ایشیک آقاسی باشی و سایر عملهی اسلام، میرزا محمد نیریزی به کشیکچی باشی و یوزباشیان و غلام پیشخدمتان، محمد علی نجف آبادی را خمپاره چیان، سید حسین یزدی را آجودانباشی و میران پنجه و سرتیپان، میرزا نبی دماوندی را معلمان و متعلمان مدرسهی دارالفنون، میرزا رفیع مازندرانی را سوارهی نظام، میرزا محمود قزوینی به زنبورک چیان، حسین میلانی به سربازان، عبدالکریم قزوینی را توپچیان، لطفعلی شیرازی را شاطران، نجف خمسهای را کسبهی شهر، حاجی میرزا جانی تاجر کاشی را ملک التجار و تاجران، حسن خمسه را ناظر و مطبخیان و شربت داران، محمد باقر قهپایه را آقایان قاجار، هریک از نامبردگان را جماعت مجاهدان فی سبیل الله قربة الی الله و طلباً لمرضاته، به انواع سیاسات و عقوبات به دار بوار و خسار فرستادند. صادق زنجانی که ملتزمین رکاب به قتلش پرداختند، جسد پلیدش را پاره پاره در دروازههای شهر زینت قناره نمودند. حاجی سلیمان خان تبریزی که کاشانه اش آشیانهی فساد انگیزی بود با قاسم تبریزی که مدعی نیابت سید یحیی بود، بعد ازآن که اعضای ایشان به واسطهی شمعهای افروخته مهبط انوار گردید، هریک به چهارپاره بردار شدند. قرة العین که در خانهی محمود خان کلانتر جای داشت در درکات سقر منزل گزین آمد. و ملا شیخعلی را نعم القرین، یفعل الله بالظالمین.»[۶]
هدف درباریان از این عمل شریک کردن کلیه اقشار جامعه در خون بابیان بودهاست. عمل ننگین معلمان دارالفنون به صورت لکه ننگی بردامن فرهنگ ایران خواهد ماند.
جنبش بابیه که ازسال ۱۸۴۴ موفق شده بود نهضتی درایران بوجود بیاورد در سال ۱۸۵۳ از پیش رفت بازماند.
روحانیون شیعه موفق شدند با رو در رو قرار دادن جنبش بابی با دولت آن را متوقف کنند و به هدف خود برسند. این درسی بود که جنبش بابی از تاریخ آموخت. در انقلاب مشروطه روحانیون باز به فکر رو در رو قرار دادن بهائیان با دولت بودند تا هم بتوانند بهائیان را قلع و قمع کنند و هم مشروطه را مطابق میل خود به مشروعه تبدیل کنند و مانع بوجود آمدن حکومت قانون شوند. این مسئله بحث ما در بخش بعدی این مقالهاست.
[ویرایش] پاورقی
- ↑ حضرت باب، نصرت الله محمد حسینی، مؤسسه معارف بهائی، صفحهی ۵۱۷ پیوند به صفحهی کتاب
- ↑ حضرت باب، نصرت الله محمد حسینی، مؤسسه معارف بهائی، صفحهی ۵۱۸ پیوند به صفحهی کتاب
- ↑ حضرت باب، نصرت الله محمد حسینی، مؤسسه معارف بهائی، صفحهی ۵۱۸ پیوند به صفحهی کتاب
- ↑ حقایق الاخبار ناصری، تألیف محمد جعفر خورموجی، نشرنی ۱۳۶۳، ص ۸۵-۸۶
- ↑ رگ تاک، گفتاری درباره نقش دین درتاریخ اجتماعی ایران، دلارام مشهوری، جلد اول ۱۳۷۶، انتشارات خاوران، ص ۲۷۲.
- ↑ حقایق الاخبار ناصری، تألیف محمد جعفر خورموجی، نشرنی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶.
[ویرایش] منابع
- حقایق الاخبار ناصری، تألیف محمد جعفر خورموجی، نشرنی ۱۳۶۳
- رگ تاک، گفتاری درباره نقش دین درتاریخ اجتماعی ایران، دلارام مشهوری، جلد اول ۱۳۷۶، انتشارات خاوران
- حقایق الاخبار ناصری، تألیف محمد جعفر خورموجی، نشرنی ۱۳۶۳
