یزد

از بهائی‌پدیا، دانشنامه‌ی بهائی.

یزد مرکز استان یزد در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری طهران قرار دارد. شهر یزد یکی از هفت کلانشهر ایران (طهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، یزد و اهواز) است.

برخی از مورخین بنای اولیّه‌ی شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می‌دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده‌است و به اعتقاد عده‌ای دیگر از تاریخ نویسان در دوره‌ی ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (۴۲۱-۳۳۹ م) در این محل شهری بنام «یزدان‌گرد» بنا گردیده‌است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده‌است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می‌باشد.

مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را ایساتیس خوانده‌اند که احتمالا بعد از ویرانی شهر کهن «کته» پدید آمده‌است. پس از ظهور اسلام و گرایش مردم ایران به دین اسلام به یزد لقب «دارالعباده» داده شد.

یزد به معنای پاک و مقدس و یزد گرد به معنای داده خدایی است. شهر یزد نیز به معنای شهر خدا و سرزمین مقدس است.

اولین بار نام یزد در کنار اسم چینی تخمه یکی از همرزمان داریوش آورده شد.

مردم یزد به زبان فارسی رایج با پاره‌ای ویژگی‌های گویشی سخن می‌گویند و بسیاری از واژه‌ها و ترکیبات زیبای فارسی را در گویش خود حفظ کرده‌اند. در استان یزد برخی ویژگیهای گویشی میان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدان به آیین زرتشتی در میان خود هنوز به زبان نیاکانشان سخن می‌گویند و بویژه مراسم مذهبی خود را با این زبان انجام می‌دهند. گویش یزدی بخشی از فارسی دری (فارسی خالص و اولیه‌ی ایرانیان) است.

اقلیت‌های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودی‌ها در سمت جنوب مسجد جامع یزد ساکن هستند و کنیسه‌ای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّه‌ی عیش آباد، محلّه‌ی نعیم آباد، کوچه‌ی بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّه‌ی اَهَرستان ساکن هستند.بهائیان نیز در تمام شهر به صورت پراکنده زندگی میکنند.

[ویرایش] دیانت بهائی

در ابتدا دیانت بابی بوسیله سید یحی دارابی از علمای ارشد زمان در ایران به این شهر وارد شد. بر طبق تاریخ محمد شاه قاجار پس از شنیدن اوصاف باب وی را به عنوان وکیل خود به شیراز فرستاد. او در یزد (موطن خود) توقفی داشت و در مسجد مصلای یزد در حالی که شمشیری در دستانش خودنمایی میکرد گفت: ""اگر حقی نزد او یافتم با این شمشیر تا پای جان از او دفاع میکنم و اگر حقی نیافتم با همین شمشیر سرش را جدا خواهم کرد"" که در برگشت در مصلای یزد حقانیت او را اعلان نمود و مردم یزد که او را نایب خود ساخته بودند عده کثیری ایمان میآورند.

در زمان ظهور بهاالله اکثر این افراد به دیانت بهائی گرویدند. در تاریخ شهدای یزد ۳ دوره شهدای سبعه دیده میشود:

  • شهدای سبعه اول شامل:
  1. ملامهدی خویدکی [۱]
  2. ...

که در زمان ضوضای فلسفی به وقوع پیوست.

  • شهدای سبعه دوم شامل:

(...).این شهدا مربوط به یکی از توابع یزد به نام هرمزک از بخش سخوید یزد است. و مربوط به دوران انقلاب ایران است.

  • شهدای سبعه سوم شامل:

(...)که در سال ۱۳۵۹ و در طی پیامدهای انقلاب ایران بوقوع پیوست.

شهدای منفردی هم بوده‌اند که آقایان روح الله بهرامشاهی، روح الله حصوری و ذبیح الله محرمی شهدای منفرد پس از انقلاب در یزد هستند که مورد آخر در سال ۱۳۸۳ در زندان یزد پس از تحمل ۱۳ سال اسارت به شهادت رسیدند.

[ویرایش] پاورقی

  1. خاطرات ماليمرى‏، حاج محمد طاهر مالميرى، لجنه ملى نشر آثار امرى، لانگنهاين آلمان، صفحه‌ی 46، پیوند به صفحه‌ی کتاب
این نوشتار ناقص است. با گسترش آن به بهائی‌پدیا کمک کنید.